تحلیل افسر خلبان هندی از تهدیدات ترامپ/ فانتزی «محو تمدنی» ترامپ چه نسبتی با واقعیت دارد؟



به گزارش سرویس جهان مشرق، یک مارشال بازنشسته ی نیروی هوایی هند، پراشانت موهان، تهدید ترامپ درباره ی «محو تمدن ایران» را به رشته ی نقد کشیده است.

مارشال (بازنشسته) پریشانت موهان، خلبان جنگنده، در تاریخ ۳۱ مارس ۲۰۲۵ از نیروی هوایی هند بازنشسته شد.

او یک مربی پرواز واجد شرایط، فرمانده یک اسکادران خط مقدم و دو پایگاه خط مقدم بود. این افسر هوایی از مه ۲۰۱۹ تا اکتبر ۲۰۲۲ به عنوان وابسته دفاعی و هوایی هند در انگلستان خدمت کرده است.

با این حال، این افسر بازنشسته هندی ومربی خلبانی نیروی هوایی هندوستان(یعنی کشوری که روابط بسیار عمیقی با رژیم صهیونی دارد} در ادبیات و تحلیل در چارچوب «روایت جریان اصلی غربی» قرار دارد، اما با این حال، تحلیل او، واجد برخی نکات قابل تامل در اذعان به شکاف قابل توجه میان لاف های ترامپ و واقعیات می‌دانی است.

علاوه بر این، در وضعیت جنگی، حتی بررسی لاف زنی های دشمن درباره روندهای عملیاتی اجراشده یا در دست اجرا، واجد ارزش افزوده تحلیلی برای نیروهای خودی خواهد بود. این مقاله در ۷ آوریل در وبگاه «اوراسیا تایمز» منتشر شده است.

بازنشر گزارش ها و مقالات رسانه های خارجی از باب اطلاع رسانی است و به معنی تایید تمامی محتوای بازنشرشده توسط مشرق نیست.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، هشدار داده است که اگر تهران خواست های آمریکا را نپذیرد، «تمامی یک تمدن در ایران نابود خواهد شد.»

ترامپ در پلتفرم تروث سوشال خود نوشت: «امشب، یک تمدن کامل از بین خواهد رفت و هرگز بازنخواهد گشت. من نمی خواهم این اتفاق بیفتد، اما به احتمال زیاد رخ خواهد داد.»

ترامپ جزئیات بیشتری ارائه نداد، اما پیش تر گفته بود که ارتش آمریکا می تواند پل ها، نیروگاه ها و دیگر زیرساخت های غیرنظامی ایران را «به عصر حجر» بمباران کند.

ترامپ نیمه شب سه شنبه به وقت گرینویچ را به عنوان ضرب الاجلی برای پایان دادن به بسته بودن عملی تنگه هرمز، این آبراه باریک و راهبردی برای انتقال نفت و سایر کالاها، تعیین کرده است.

ترامپ در پست تروث سوشال خود، راه را برای توافقی در آخرین لحظات باز گذاشت و نوشت: «حالا که ما تغییر کامل و تمام عیار رژیم را داریم، جایی که ذهن های متفاوت، باهوش تر و کمتر رادیکال شده حاکم هستند، شاید اتفاقی انقلابی و فوق العاده رخ دهد. چه کسی می داند؟ امشب متوجه خواهیم شد.»

آسان نیست

در تاریخ ۳ آوریل، یک فروند اف-۱۵ئی استرایک ایگل در جنوب غربی ایران سرنگون شد. در تلاش برای نجات خدمه سرنگون شده، ایالات متحده عملیاتی پیچیده را آغاز کرد. هر دو عضو خدمه پس از یک مأموریت جستجو و نجات رزمی (CSAR) نجات یافتند.{البته این ادعای هالیوودی ترامپ است که هیچ، مطلقا هیچ، قرینه ای برای اثبات آن ارایه نشد}.

در طول مأموریت نجات، یک فروند ای-۱۰ وارتاگ نیروی هوایی آمریکا که پشتیبانی هوایی نزدیک ارائه می داد، مورد اصابت آتش ایران قرار گرفت و متعاقبا در کویت یا نزدیکی آن سقوط کرد. خلبان آن بیرون پرید و توسط نیروهای آمریکایی زنده نجات یافت.

در مأموریت خارج سازی دومین عضو مفقودشده خدمه از اف-۱۵ئی سرنگون شده، دو فروند هواپیمای ترابری و چند فروند بالگرد ام اچ-۶ لیتل برد که مأمور انتقال تیم های نجات را داشتند، نتوانستند از یک باند دورافتاده در داخل ایران بلند شوند.

گزارش ها حاکی است که حداقل سه فروند هواگرد در محل منهدم شدند تا به دست ایران نیفتن{تعداد درست ۱۲ هواگرد است}.

سپس نیروها به همراه عضو خدمه نجات یافته، با سه فروند هواپیمای دیگر که به عنوان امداد اعزام شده بودند، خارج شدند.

در همان مأموریت، گزارش ها نشان می دهد که دو بالگرد بلک هاوک که در جستجوی خدمه اف-۱۵ئی مشارکت داشتند، مورد اصابت آتش ایران قرار گرفتند که منجر به جراحت سرنشینان شد، اما هر دو هلیکوپتر به پایگاه بازگشتند.

رادارهای ایران از کار افتاده؟ نه چندان واقعی

در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۲۶، رئیس جمهور آمریکا به ملت گفت که رادار ایران «۱۰۰ درصد نابود شده است». در تاریخ ۳ آوریل ۲۰۲۶، ایران یک فروند اف-۱۵ئی استرایک ایگل را سرنگون کرد.

در میان این هیاهوی غالب، رئیس جمهور ترامپ با استفاده از یک رشته جملات اغراق آمیز و خودستایانه، لاف زد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در آستانه «پیروزی» است.

در تاریخ ۵ آوریل ۲۰۲۶، لاف شادمانه رئیس جمهور ترامپ درباره موفقیت مأموریت جستجو و نجات رزمی، همراه با تهدیدهای تازه و آکنده از ناسزا برای تشدید حملات به ایران و زیرساخت های آن در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز تا ضرب الاجل تعیین شده، مطرح شد.

تحلیل درگیری ایران

در نبرد — چه هوایی، زمینی یا دریایی — تلفات و لاف زدن های همراه آن وجود دارد. آیا باید رئیس جمهور ترامپ را به خاطر از دست دادن اف-۱۵ سرزنش کرد، چون او خود را به خاطر عملیات نجات تحسین می کند؟

در شرایط کنونی، این پرسشی قابل تأمل است.

ایران ادعا می کند که درگیری با اف-۱۵ بر فراز جنوب غربی ایران یا نزدیک جزیره قشم در تنگه هرمز، در محیطی «با تهدید بالا» رخ داده است.

در نمونه ای کلاسیک از «مه جنگ»{وضعیت ابهام در واقعیت میدان نبرد در وضعیت جنگی}، رسانه های نظامی و دولتی ایران مدعی شدند که اف-۱۵ئی توسط یک سامانه پیشرفته موشکی سطح به هوا (SAM) که احتمالا به باور-۳۷۳ یا سکوی مشابهی متصل بوده، با استفاده از موشکی رادارهدایت شونده دوربرد مانند صیاد-۴بی، سرنگون شده است. گزارش های دیگر به امکان استفاده از موشک های دوش پرتاب (MANPADS) اشاره دارند.

برخی تحلیلگران عقیده دارند که این هواگرد احتمالا با استفاده از یک سامانه پدافند هوایی لایه ای که به رادار وابسته نیست، سرنگون شده است. این نکته به ویژه با توجه به ادعاهای چین درباره چنین روشی، قابل توجه است.

تحلیلگران خاطرنشان می کنند که ایران بیشتر به سامانه های غیرفعال فروسرخ (IR) یا الکترواپتیکی متکی شده است که ردای حرارتی را ردیابی می کنند نه رادار را، که این امر دیدپذیری آن ها را برای دارایی های جنگ الکترونیک آمریکا کاهش می دهد.

کسی که شلیک می کند لاف می زند، در حالی که آن که هدف قرار گرفته ناگزیر روایتی واقع بینانه تر ارائه می دهد. چنین حوادثی عدم قطعیت و خطر عملیات هوایی مدرن را برجسته می سازد، حتی زمانی که یک طرف برتری هوایی قاطع دارد.

بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از پدافند هوایی دشمن، به تمام مأموریت های تهاجمی در خاک دشمن حداقل ارتفاعی تعیین می شود، که نباید از آن پایین تر رفت. اگر هواپیمای تهاجمی زیر ارتفاع تعیین شده پرواز کند، خود را در معرض پدافند هوایی دشمن قرار می دهد.

تمام هواگردهای تهاجمی مدرن در مأموریت های داخل خاک رقیب، جنگ افزارهای الکترونیکی حمل می کنند، اما این سامانه ها در برابر موشک های شلیک شده از فاصله نزدیک یا از موقعیت پنهان، خطاناپذیر نیستند.

با این حال، نکته اصلی این است که ارتش «توقف ناپذیر» آمریکا ممکن است حریفی را که ادعای «نابودی» آن را داشت، دست کم گرفته باشد.

جستجو و نجات رزمی (CSAR)

دو خدمه مفقودشده اف-۱۵ در امنیت هستند و از خطر خارج شده اند. ایالات متحده با کمک اسرائیل، یک عملیات نجات رزمی موفق را از داخل خاک ایران انجام دا{این ادعا کاملا مورد تشکیک است و عملیات اصلی دشمن چیز دیگری بود که با شکست قاطع مواجه شد}.

این مأموریت شامل دو مرحله بود: خارج سازی سریع خلبان اندکی پس از بیرون پرتاب شدن در میان درگیری های آتش، و سپس فرار و نجات ۴۸ ساعته افسر سامانه های تسلیحاتی (WSO) در عمق خاک دشمن در نزدیکی کوه های زاگرس ایران.

افسر سامانه های تسلیحاتی در کوه های استان کهگیلویه و بویراحمد فرود آمد. او با استفاده از آموزش های بقا، فرار، مقاومت و گریز (SERE) خود، بیش از ۲۴ ساعت از دستگیری گریخت، در حالی که تلویزیون دولتی ایران برای دستگیری او جایزه تعیین کرده بود.

نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج و عشایر بختیاری او را در میان کوه ها، در فاصله حدود ۲۰۰ مایلی (۳۲۰ کیلومتری) داخل ایران، شکار می کردند. او جز اراده برای زنده ماندن و ایمان به نجات یافتن، تنها یک تپانچه و یک بیکن رمزنگاری شده داشت.

او به سمت خط الرأس ۷۰۰۰ فوتی (۲۱۳۰ متری) پیاده روی کرد، شکاف سنگی یافت و بیکن خود را فعال ساخت. عملیات نجات، تلاشی پیچیده بود که با برنامه ای کاملا هماهنگ پشتیبانی می شد. گزارش ها حاکی است که این عملیات توسط فرماندهی عملیات ویژه مشترک (JSOC) و با پشتیبانی هلیکوپترهای اچ اچ-۶۰ و جوولی گرین دو، ای-۱۰ وارتهاگ، اف-۳۵، تانکرهای اچ سی-۱۳۰ و طیف کاملی از دارایی های سایبری، فضایی و اطلاعاتی سیا انجام شد که با وجود تهدید موشکی، از پدافند هوایی ایران عبور کردند.

پس از دریافت سیگنال بیکن، سیا کارزار فریبکاری را آغاز کرد تا شکارچیان ایرانی را با جابجایی جعلی افسر سامانه های تسلیحاتی گمراه کند و برای مکان یابی دقیق از طریق دارایی های منحصربه فرد، زمان بخرد.

اطلاعات اسرائیل ردیابی لحظه ای تحرکات نیروهای زمینی سپاه را فراهم کرد، و نیروی هوایی اسرائیل کارزار حمله خود را به مدت ۳۶ ساعت متوقف ساخت تا راهروی نجات ایجاد شود.

نیروی نجات، یک نقطه پیشروی سوخت گیری و مهمات گیری را در یک باند متروکه در حدود ۵۰ کیلومتری جنوب شرقی اصفهان، در عمق خاک ایران، برپا کرد.

دو فروند هواپیمای ترابری ام سی-۱۳۰جی کماندوی دو و یک فروند هلیکوپتر مرتبط ام اچ-۶ لیتل برد برای پشتیبانی از خارج سازی فرود آمدند. هر دو هواپیمای ترابری از حرکت بازماندند. نیروهای عملیاتی آن ها و هلیکوپتر ام اچ-۶ لیتل برد را در همان زمین منهدم کردند تا از به دست افتادن فناوری آمریکایی توسط سپاه جلوگیری کنند. سپس درخواست هواگردهای بیشتر کردند.

سه فروند ترابری دیگر زیر آتش دشمن وارد شدند. افسر سامانه های تسلیحاتی و تیم نجات سرگردان سوار شده و از ایران خارج شدند.

یک عامل کلیدی موفقیت، تعهد قوی ارتش آمریکا به انجام عملیات جستجو و نجات رزمی و اجرای مؤثر آن است. ایالات متحده به CSAR به عنوان یک اولویت نظامی اصلی و سنگ بنای دکترین خود برای بازیابی پرسنل منزوی در محیط های خصمانه یا درگیر نگاه می کند.

بازیابی پرسنل، روحیه «هیچ کس را پشت سر نمی گذاریم» را حفظ می کند. برای موفقیت آن، آمریکا سرمایه گذاری زیادی در قابلیت های CSAR انجام می دهد، از جمله دارایی های باکیفیت، نیروی انسانی آموزش دیده و متعهد، تمرینات مشترک، و آموزش فردی SERE برای خدمه هوایی.

بر ارتباطات اطلاعاتی و CSAR تأکید ویژه ای می شود.

اهمیت

این حادثه ۴۸ ساعت پس از آن رخ داد که رئیس جمهور به ملت گفت رادار ایران «۱۰۰ درصد نابود شده» و «هیچ چیز» از دست ایران برنمی آید.

شکاف بین روایت سیاسی و واقعیت عملیاتی هرگز آشکارتر از این نبوده است. عملیات نجات ثابت می کند که کنترل زمینی سپاه بر استان های خودش نفوذپذیر است.

آیا این رویداد نجات می تواند زمینه ساز مرحله پرگفت وگوی ورود نیروهای زمینی شود؟ شاید. مدت زمان پایداری قابل بحث است. برنامه ریزان قطعا در نظر خواهند گرفت که عملیات نیروهای ویژه — ورود، جنگیدن و خروج — با نبرد طولانی مدت برای چیزی مانند جزیره خارگ، که شامل ورود انبوه، نبرد با نیروهای زمینی ایران و حفظ هدف است، تفاوت اساسی دارد.

عملیات جستجو و نجات رزمی ممکن است تعادل روانی را تحت تأثیر قرار داده باشد. این عملیات برای ایران کاملا یک طرفه نبود. کشوری که «نابود شده» و «فاقد هرگونه تجهیزات ضدهوایی» اعلام شده بود، یک جنگنده ۱۰۰ میلیون دلاری را سرنگون و چندین فروند دیگر را آسیب رساند.

از نظر راهبردی، ایران یک عملیات پیچیده CSAR را به آمریکا تحمیل کرد و توانایی خود را برای افزایش ریسک های چنین عملیاتی نشان داد. زمان نشان خواهد داد که آیا ایران به طور بالقوه آمریکا و اسرائیل را از حملات عمقی آینده بازداشته است یا نه.

با این حال، ایران هزینه های بسیار بالای مرتبط با عملیات های «موفق» را برجسته ساخته است.
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «تحلیل افسر خلبان هندی از تهدیدات ترامپ#@! فانتزی «محو تمدنی» ترامپ چه نسبتی با واقعیت دارد؟» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.