دانشمندی وارسته و روزنامه نگاری محجوب از دیار یزد
ایسنا/یزد نویسنده و پژوهشگر فرهنگی یزد، «محمدعلی عسکری کامران» را دانشمندی وارسته و روزنامه نگاری محجوب از دیار یزد خواند و گفت: اگر روزی عسکری کامران رضایت دهد، مجموعه مقالاتش به چاپ برسد، چندین کتاب خواهد شد.
«حسین مسرت» در گفت وگو با ایسنا از «محمدعلی عسکری کامران» به عنوان روزنامه نگاری محجوب یاد کرد و گفت: محمدعلی، فرزند غلامحسین خان، داماد صدرالعلماء و از بزرگان شهر یزد است، پدربزرگش معروف به خان بزرگ نیز از مردان نیکوکار بود و در عمران و آبادی زادگاهش کوشش زیادی داشت و یادگارهای خیری از خود برجای نهاده است.
وی افزود: نیای بزرگ او محمدتقی خان یزدی، حاکم یزد در دوره ی زندیه و اوایل دوره ی قاجاریه بوده است، او حاکمی نیکوکار و متدین بود و آثار خیر بسیاری از او به جای مانده است که از جمله به مدرسه علمیۀ خان یزد می توان اشاره کرد.
مسرت ادامه داد: محمدعلی در هفتم بهمن ۱۳۱۳ هجری شمسی در خانواده ای از اهل علم و ادب در محله ی دارالشفای یزد متولد شد و سومین فرزند خانواده بود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان صدیق واقع در میدان خان، منزل آقا ولی ملک به پایان برد و آموزگاران او در این مقطع، فریبرز نصرت، بهرام سپهر، عباس خلیلی و آقای کربلایی اکرمی بودند.
وی خاظرنشان کرد: او پس از آن راهی دبیرستان رکنیه در محلۀ وقت الساعه شد که مدیر آن «حسین فخرالدینی» و معاون « حسین بامشاد» بود و دبیران آن وجیه الله کامکار، ذبیحیان، کیخسرو گبل (دبیر انگلیسی)، علی محمد کاوه (دبیر هنر)، صالحی، میرجلیلی و علاقه بند بودند. پس سیکل دوم راهی دبیرستان ایرانشهر شد که در آنجا هم حسین فخرالدینی، مدیر و ابوالقاسم قلمسیاه معاون بود و دبیرانی چون سید ابوالقاسم آیت اللهی (ادبیات) محمدعلی فرهمند (عربی)، کیخسرو گبل (انگلیسی)، نشاط عنبری (زبان انگلیسی)، حسین محبوبی اردکانی (تاریخ)، ابوالقاسم قلمسیاه (فیزیک)، فیروزآبادی (ریاضی)، شمس خرمی (شیمی) و سید جمال الدین ناصری مهریزی (جغرافیا) در آنجا به تدریس می پرداختند.
این پژوهشگر فرهنگی یزد بیان کرد: عسکری کامران پس از آن که دیپلم ادبی خود را در سال ۱۳۳۷ گرفت و در همان سال برای ادامه ی تحصیلات راهی تهران شد، ابتدا در دانشکده ی الهیات تهران قبول شد اما پس از سه سال آنجا را به دلیل مشغله ی فراوان در مطبوعات ترک کرد و با قبولی در رشته ی روابط عمومی و امور اجتماعی در دانشکده ی علوم ارتباطات (دانشگاه علامه طباطبایی کنونی) در سال ۱۳۴۵ به آموختن در آنجا پرداخت.
وی اضافه کرد: او سپس در سال ۱۳۵۰ برای چند مدت به قصد گردش و مطالعه راهی چند کشور اروپایی مانند اتریش، فرانسه و انگلیس شد و در همان سال ۱۳۵۰ با توجه به شرایط تحصیل در آن روزگار که هم زمان می شد، در کارشناسی و دکتری تحصیل کرد و برای ادامه ی تحصیلات دکتری به کشور انگلستان رفت. البته نزدیک به چهار ماه در آن کشور بود اما به واسطه ی فوت پدر در سال ۱۳۵۱ ناچار به ترک تحصیل و برگشت به ایران شد تا این که در سال ۱۳۵۳ پس از حدود هشت سال تحصیل نامنظم که به واسطه ی کار مطبوعات و حرفه ی معلمی بود، موفق به اخذ دانشنامۀ کارشناسی با موضوع روابط عمومی شد.
مسرت عنوان کرد: پس از چندی به شوق همکاری با نشریات تهران و به قصد تدریس در دبیرستان های تهران، راهی آن شهر شد و در دبیرستان هدایت تدریس کرد. وی هم زمان با تدریس به همکاری با نشریات معروف پایتخت مانند دنیای جدید به مدیریت علی حافظی، خواندنی ها به مدیریت علی اصغر امیرانی، خوشه به مدیریت احمد شاملو، ماه نو به مدیریت محمدعلی شیرازی، تهران مصور، سپید و سیاه، اطلاعات هفتگی، مهر ایران، اطلاعات بانوان، هوخت، جوانمردان، حمایت حیوانات، زن روز، اطلاعات، کیهان، نغمۀ دنیا، آژنگ، فریاد خوزستان، پیام آسمانی، نهیب آزادی و غیره همکاری کرد و آثار خود اعم از نثر و نظم را در آن نشریات چاپ کرد.
وی ادامه داد: عسکری کامران یک بار به پیشنهاد امیرانی قرار بود، سردبیر خواندنی ها بشود اما علی حافظی او را از این کار بازداشت. وی از سال ۱۳۳۹ سالیانی چند سردبیر ماه نو را بر عهده داشت و با نویسندگان نام آوری دم خور بود.
مسرت به نقل از اردشیر خاضع در کتاب «تذکرۀ سخنوران یزد» در این باره گفت: «به خاطر نجابت و صفا و پاک دلی و مهربانی و فروتنی خاصی که دارد در دل ادبای کشور جایی برای خود بازنموده و مورد توجه و احترام آنان قرار گرفته است.»
وی در ادامه بیان کرد: عسکری کامران پس از اقامت طولانی در تهران به یزد برگشت و یکسره به شهر تفت رفت. وی تقریبا در تمام دبیرستان های پسرانه ی تفت و دبیرستان دخترانه ی مسرتی به دبیری روانشناسی، جامعه شناسی، دانش اجتماعی و تاریخ پرداخت. مدتی هم در دانشسرای دخترانه ی تفت و دانشسرای زینب کبری تدریس کرد.
مسرت خاطرنشان کرد: او در یزد هم به همکاری با مطبوعات به ویژه طوفان یزد به مدیریت کاظم اسلامیه ادامه داد و از سال ۱۳۶۳ که برادر بزرگش محمدتقی، امتیاز هفته نامۀ ندای یزد را گرفت، شبانه روز با این نشریه همکاری کرده و ستون های گوناگونی را اداره کرد. ده ها مصاحبه و گفتارهای طولانی بدون نام و با نام مستعار در این نشریه چاپ کرد به ویژه پس از فوت برادرش در بهمن ۱۳۷۳، یک تنه بار نوشتن مقالات اجتماعی و تاریخی بر دوش گرفت تا این نشریه متوقف نشود.
وی با بیان این که اکنون ندای یزد با پشت سر گذاشتن بیست وشش سال از عمر خود، از نشریات قابل اعتناء در یزد است، به سخنان غلامرضا نصراللهی در اثر «استاد محمدعلی عسکری کامران، دانشمندی وارسته از دیار یزد» در این باره اشاره و یادآور شد: « از جمله مقالات خواندنی او شرح حال آیت الله میر سید علی حائری یزدی از علمای مشروطیت و فرزند برومند او سید ابوالحسن حائری زاده از نمایندگان شجاع مجلس شورای ملی و از یاران آیت الله کاشانی است. این مقاله ی طولانی که خود حکم یک کتاب تحقیقی را دارد و زوایای مکتوم و ناپیدای تاریخ معاصر ایران را روشن می کند. این اثر ارزنده متأسفانه هنوز چاپ نشده و ای کاش صاحب همتی پیدا شود و این اثر ارجمند را به چاپ برساند. همچنین ایشان سلسله مقالاتی در شرح احوال و آثار خیریه و باقیات الصالحات پدران خود در هفته نامۀ ندای یزد به چاپ رسانده که آن هم خواندنی است و لازم است که به زیور طبع آراسته شود. استاد عسکری کامران ستون های ثابتی در ندای یزد داشته – به نام چشم ها چه می بینند که … – و در آنجا به بیان مشکلات مردم چه در مسائل جزئی و چه در سطح کلان و ملی می پرداخته اند. در این ستون به تاریخ یزد و میراث تاریخی و طبیعی یزد توجه زیاد نشان داده شده و نسبت به دزدی و غارت و یا تخریب آثار تاریخی و نابودی قنوات یزد و خشک سالی و مشکلات روستائیان یزد هشدار داده شده و یا از اقدامات مفید و مؤثر مسئولان و مردم در عرصۀ فرهنگی و اجتماعی تشکر و تقدیر شده است.»
این محقق یزدی با بیان این که عسکری کامران چند سال پیش موفق به گرفتن امتیاز روزنامۀ اتحاد ایران شد و دو سه شماره از آن را هم منتشر کرد ولی به علت مشکلات مالی موفق به ادامۀ کار نشد، افزود: عسکری کامران در سال ۱۳۷۳ از خدمت آموزش و پرورش بازنشسته شد، وی از نوجوانی به ادبیات فارسی علاقه مند شد چنان که از سال چهارم ابتدایی شعر می گفت و با اشعار حافظ و خیام دو سخنور توانمند ایران خو گرفت.
وی ابراز کرد: خاضع در این باره می نویسد: «شیفتۀ سخنورانی چون حافظ و خیام بوده و روزبه روز آشنایی او با افکار این دو شاعر و سایر سخنورانی که چون کواکب فروزان، انوار خود را نثار جهانیان می کنند، بیشتر می شد. به طوری که می توان گفت لحظه ای برای او خوش تر از آن نبوده که با این آشنایان دیرین به خلوت نشسته و یاد جهان فانی را به فراموشی سپرده است و شاید همین اشتیاق و دل بستگی وی را به وادی بی پایان سخن کشانده و خدایش درونی درد پرور کرامت کرده است به طوری که در بطون کلمات شاعرانه اش رنجی که معلوم نیست از کجا پدید آمده پنهان گشته است».
به گفته مسرت، عسکری کامران در جوانی در جلسات انجمن ادبی یزد که به ریاست محمدحسین ناصر ترک، شاعر روشندل یزدی تشکیل می شد، شرکت می کرد و به خواندن اشعار تازه خود می پرداخت که نمونه ای از اشعارش در کتاب های تذکرۀ سخنوران یزد، تذکرۀ شعرای یزد و سخنوران نامی معاصر ایران به ویژه مجلۀ خوشه و برخی نشریات و روزنامه های تهران درج است اما با این که شعرهایش اعم از سنتی و نو استوار و روان بود و در سرودن انواع شعر با مضامین بکر و تازه و نغز و لطیف دست داشت و خود بیشتر غزل را دوست می داشت، اما به یک باره شعر را به کناری نهاد و دیگر شعری نسرود.
وی نکته ی بارز اشعار او را ستایش زیبایی ها و پاکی ها و دوری از تعلقات مادی و دنیایی و برخی بی بندوباری های برخی سرایندگان شعر فارسی خواند و گفت: عسکری کامران ادبیات را اقیانوس بی کران و مواج زیبایی و حکمت می داند که باید همگان از آن بهره مند شوند، از این رو افرادی را می ستاید که قلم و فکر خود را در راه اجتماع به کارمی اندازند و با کمال سادگی به خاطر مردم و برای مردم سخن می گویند و چیزی می نویسند و با ظلم ها و بیدادگری ها و قانون شکنی ها مبارزه می کنند تا مروج میهن دوستی و برادری و برابری شوند.
وی نمونه ای از شعر او را «خدایا با که گویم عقدۀ دل که آسان نیست شرح درد گفتن … … ….. زبان سودن، وجود خود شکستن سخن از درد با نامرد گفتن» ذکر کرد و گفت: عسکری کامران گذشته از ادبیات به نقاشی و کشاورزی نیز علاقه ای وافر دارد و چندین مزرعه را در روستاهای اطراف یزد آباد کرده است. وی پیوسته در حال پژوهش و مطالعه بوده و در هر زمینه ای اعم از ادبیات، تاریخ، اجتماع، قنات و بزرگان یزد دارای آگاهی های گسترده ای است از این رو نویسنده ای پرکار، خوش قلم و پرتلاش است.
به اعتقاد مسرت، اگر روزی عسکری کامران رضایت دهد مجموعه مقالاتش به چاپ برسد، چندین کتاب خواهد شد و چه بسیار مقالاتی که جز خود او نمی داند، نویسنده اش کیست.
این نویسنده یزدی در پایان نیز با بیان این که عسکری کامران کمتر در مجامع علمی و ادبی شهر شرکت می کند، یادآور شد: او همچون دایی اش «حسن صدر» هیچ گاه ازدواج نکرده است.
انتهای پیام
«حسین مسرت» در گفت وگو با ایسنا از «محمدعلی عسکری کامران» به عنوان روزنامه نگاری محجوب یاد کرد و گفت: محمدعلی، فرزند غلامحسین خان، داماد صدرالعلماء و از بزرگان شهر یزد است، پدربزرگش معروف به خان بزرگ نیز از مردان نیکوکار بود و در عمران و آبادی زادگاهش کوشش زیادی داشت و یادگارهای خیری از خود برجای نهاده است.
وی افزود: نیای بزرگ او محمدتقی خان یزدی، حاکم یزد در دوره ی زندیه و اوایل دوره ی قاجاریه بوده است، او حاکمی نیکوکار و متدین بود و آثار خیر بسیاری از او به جای مانده است که از جمله به مدرسه علمیۀ خان یزد می توان اشاره کرد.
مسرت ادامه داد: محمدعلی در هفتم بهمن ۱۳۱۳ هجری شمسی در خانواده ای از اهل علم و ادب در محله ی دارالشفای یزد متولد شد و سومین فرزند خانواده بود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان صدیق واقع در میدان خان، منزل آقا ولی ملک به پایان برد و آموزگاران او در این مقطع، فریبرز نصرت، بهرام سپهر، عباس خلیلی و آقای کربلایی اکرمی بودند.
وی خاظرنشان کرد: او پس از آن راهی دبیرستان رکنیه در محلۀ وقت الساعه شد که مدیر آن «حسین فخرالدینی» و معاون « حسین بامشاد» بود و دبیران آن وجیه الله کامکار، ذبیحیان، کیخسرو گبل (دبیر انگلیسی)، علی محمد کاوه (دبیر هنر)، صالحی، میرجلیلی و علاقه بند بودند. پس سیکل دوم راهی دبیرستان ایرانشهر شد که در آنجا هم حسین فخرالدینی، مدیر و ابوالقاسم قلمسیاه معاون بود و دبیرانی چون سید ابوالقاسم آیت اللهی (ادبیات) محمدعلی فرهمند (عربی)، کیخسرو گبل (انگلیسی)، نشاط عنبری (زبان انگلیسی)، حسین محبوبی اردکانی (تاریخ)، ابوالقاسم قلمسیاه (فیزیک)، فیروزآبادی (ریاضی)، شمس خرمی (شیمی) و سید جمال الدین ناصری مهریزی (جغرافیا) در آنجا به تدریس می پرداختند.
این پژوهشگر فرهنگی یزد بیان کرد: عسکری کامران پس از آن که دیپلم ادبی خود را در سال ۱۳۳۷ گرفت و در همان سال برای ادامه ی تحصیلات راهی تهران شد، ابتدا در دانشکده ی الهیات تهران قبول شد اما پس از سه سال آنجا را به دلیل مشغله ی فراوان در مطبوعات ترک کرد و با قبولی در رشته ی روابط عمومی و امور اجتماعی در دانشکده ی علوم ارتباطات (دانشگاه علامه طباطبایی کنونی) در سال ۱۳۴۵ به آموختن در آنجا پرداخت.
وی اضافه کرد: او سپس در سال ۱۳۵۰ برای چند مدت به قصد گردش و مطالعه راهی چند کشور اروپایی مانند اتریش، فرانسه و انگلیس شد و در همان سال ۱۳۵۰ با توجه به شرایط تحصیل در آن روزگار که هم زمان می شد، در کارشناسی و دکتری تحصیل کرد و برای ادامه ی تحصیلات دکتری به کشور انگلستان رفت. البته نزدیک به چهار ماه در آن کشور بود اما به واسطه ی فوت پدر در سال ۱۳۵۱ ناچار به ترک تحصیل و برگشت به ایران شد تا این که در سال ۱۳۵۳ پس از حدود هشت سال تحصیل نامنظم که به واسطه ی کار مطبوعات و حرفه ی معلمی بود، موفق به اخذ دانشنامۀ کارشناسی با موضوع روابط عمومی شد.
مسرت عنوان کرد: پس از چندی به شوق همکاری با نشریات تهران و به قصد تدریس در دبیرستان های تهران، راهی آن شهر شد و در دبیرستان هدایت تدریس کرد. وی هم زمان با تدریس به همکاری با نشریات معروف پایتخت مانند دنیای جدید به مدیریت علی حافظی، خواندنی ها به مدیریت علی اصغر امیرانی، خوشه به مدیریت احمد شاملو، ماه نو به مدیریت محمدعلی شیرازی، تهران مصور، سپید و سیاه، اطلاعات هفتگی، مهر ایران، اطلاعات بانوان، هوخت، جوانمردان، حمایت حیوانات، زن روز، اطلاعات، کیهان، نغمۀ دنیا، آژنگ، فریاد خوزستان، پیام آسمانی، نهیب آزادی و غیره همکاری کرد و آثار خود اعم از نثر و نظم را در آن نشریات چاپ کرد.
وی ادامه داد: عسکری کامران یک بار به پیشنهاد امیرانی قرار بود، سردبیر خواندنی ها بشود اما علی حافظی او را از این کار بازداشت. وی از سال ۱۳۳۹ سالیانی چند سردبیر ماه نو را بر عهده داشت و با نویسندگان نام آوری دم خور بود.
مسرت به نقل از اردشیر خاضع در کتاب «تذکرۀ سخنوران یزد» در این باره گفت: «به خاطر نجابت و صفا و پاک دلی و مهربانی و فروتنی خاصی که دارد در دل ادبای کشور جایی برای خود بازنموده و مورد توجه و احترام آنان قرار گرفته است.»
وی در ادامه بیان کرد: عسکری کامران پس از اقامت طولانی در تهران به یزد برگشت و یکسره به شهر تفت رفت. وی تقریبا در تمام دبیرستان های پسرانه ی تفت و دبیرستان دخترانه ی مسرتی به دبیری روانشناسی، جامعه شناسی، دانش اجتماعی و تاریخ پرداخت. مدتی هم در دانشسرای دخترانه ی تفت و دانشسرای زینب کبری تدریس کرد.
مسرت خاطرنشان کرد: او در یزد هم به همکاری با مطبوعات به ویژه طوفان یزد به مدیریت کاظم اسلامیه ادامه داد و از سال ۱۳۶۳ که برادر بزرگش محمدتقی، امتیاز هفته نامۀ ندای یزد را گرفت، شبانه روز با این نشریه همکاری کرده و ستون های گوناگونی را اداره کرد. ده ها مصاحبه و گفتارهای طولانی بدون نام و با نام مستعار در این نشریه چاپ کرد به ویژه پس از فوت برادرش در بهمن ۱۳۷۳، یک تنه بار نوشتن مقالات اجتماعی و تاریخی بر دوش گرفت تا این نشریه متوقف نشود.
وی با بیان این که اکنون ندای یزد با پشت سر گذاشتن بیست وشش سال از عمر خود، از نشریات قابل اعتناء در یزد است، به سخنان غلامرضا نصراللهی در اثر «استاد محمدعلی عسکری کامران، دانشمندی وارسته از دیار یزد» در این باره اشاره و یادآور شد: « از جمله مقالات خواندنی او شرح حال آیت الله میر سید علی حائری یزدی از علمای مشروطیت و فرزند برومند او سید ابوالحسن حائری زاده از نمایندگان شجاع مجلس شورای ملی و از یاران آیت الله کاشانی است. این مقاله ی طولانی که خود حکم یک کتاب تحقیقی را دارد و زوایای مکتوم و ناپیدای تاریخ معاصر ایران را روشن می کند. این اثر ارزنده متأسفانه هنوز چاپ نشده و ای کاش صاحب همتی پیدا شود و این اثر ارجمند را به چاپ برساند. همچنین ایشان سلسله مقالاتی در شرح احوال و آثار خیریه و باقیات الصالحات پدران خود در هفته نامۀ ندای یزد به چاپ رسانده که آن هم خواندنی است و لازم است که به زیور طبع آراسته شود. استاد عسکری کامران ستون های ثابتی در ندای یزد داشته – به نام چشم ها چه می بینند که … – و در آنجا به بیان مشکلات مردم چه در مسائل جزئی و چه در سطح کلان و ملی می پرداخته اند. در این ستون به تاریخ یزد و میراث تاریخی و طبیعی یزد توجه زیاد نشان داده شده و نسبت به دزدی و غارت و یا تخریب آثار تاریخی و نابودی قنوات یزد و خشک سالی و مشکلات روستائیان یزد هشدار داده شده و یا از اقدامات مفید و مؤثر مسئولان و مردم در عرصۀ فرهنگی و اجتماعی تشکر و تقدیر شده است.»
این محقق یزدی با بیان این که عسکری کامران چند سال پیش موفق به گرفتن امتیاز روزنامۀ اتحاد ایران شد و دو سه شماره از آن را هم منتشر کرد ولی به علت مشکلات مالی موفق به ادامۀ کار نشد، افزود: عسکری کامران در سال ۱۳۷۳ از خدمت آموزش و پرورش بازنشسته شد، وی از نوجوانی به ادبیات فارسی علاقه مند شد چنان که از سال چهارم ابتدایی شعر می گفت و با اشعار حافظ و خیام دو سخنور توانمند ایران خو گرفت.
وی ابراز کرد: خاضع در این باره می نویسد: «شیفتۀ سخنورانی چون حافظ و خیام بوده و روزبه روز آشنایی او با افکار این دو شاعر و سایر سخنورانی که چون کواکب فروزان، انوار خود را نثار جهانیان می کنند، بیشتر می شد. به طوری که می توان گفت لحظه ای برای او خوش تر از آن نبوده که با این آشنایان دیرین به خلوت نشسته و یاد جهان فانی را به فراموشی سپرده است و شاید همین اشتیاق و دل بستگی وی را به وادی بی پایان سخن کشانده و خدایش درونی درد پرور کرامت کرده است به طوری که در بطون کلمات شاعرانه اش رنجی که معلوم نیست از کجا پدید آمده پنهان گشته است».
به گفته مسرت، عسکری کامران در جوانی در جلسات انجمن ادبی یزد که به ریاست محمدحسین ناصر ترک، شاعر روشندل یزدی تشکیل می شد، شرکت می کرد و به خواندن اشعار تازه خود می پرداخت که نمونه ای از اشعارش در کتاب های تذکرۀ سخنوران یزد، تذکرۀ شعرای یزد و سخنوران نامی معاصر ایران به ویژه مجلۀ خوشه و برخی نشریات و روزنامه های تهران درج است اما با این که شعرهایش اعم از سنتی و نو استوار و روان بود و در سرودن انواع شعر با مضامین بکر و تازه و نغز و لطیف دست داشت و خود بیشتر غزل را دوست می داشت، اما به یک باره شعر را به کناری نهاد و دیگر شعری نسرود.
وی نکته ی بارز اشعار او را ستایش زیبایی ها و پاکی ها و دوری از تعلقات مادی و دنیایی و برخی بی بندوباری های برخی سرایندگان شعر فارسی خواند و گفت: عسکری کامران ادبیات را اقیانوس بی کران و مواج زیبایی و حکمت می داند که باید همگان از آن بهره مند شوند، از این رو افرادی را می ستاید که قلم و فکر خود را در راه اجتماع به کارمی اندازند و با کمال سادگی به خاطر مردم و برای مردم سخن می گویند و چیزی می نویسند و با ظلم ها و بیدادگری ها و قانون شکنی ها مبارزه می کنند تا مروج میهن دوستی و برادری و برابری شوند.
وی نمونه ای از شعر او را «خدایا با که گویم عقدۀ دل که آسان نیست شرح درد گفتن … … ….. زبان سودن، وجود خود شکستن سخن از درد با نامرد گفتن» ذکر کرد و گفت: عسکری کامران گذشته از ادبیات به نقاشی و کشاورزی نیز علاقه ای وافر دارد و چندین مزرعه را در روستاهای اطراف یزد آباد کرده است. وی پیوسته در حال پژوهش و مطالعه بوده و در هر زمینه ای اعم از ادبیات، تاریخ، اجتماع، قنات و بزرگان یزد دارای آگاهی های گسترده ای است از این رو نویسنده ای پرکار، خوش قلم و پرتلاش است.
به اعتقاد مسرت، اگر روزی عسکری کامران رضایت دهد مجموعه مقالاتش به چاپ برسد، چندین کتاب خواهد شد و چه بسیار مقالاتی که جز خود او نمی داند، نویسنده اش کیست.
این نویسنده یزدی در پایان نیز با بیان این که عسکری کامران کمتر در مجامع علمی و ادبی شهر شرکت می کند، یادآور شد: او همچون دایی اش «حسن صدر» هیچ گاه ازدواج نکرده است.
انتهای پیام
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «دانشمندی وارسته و روزنامه نگاری محجوب از دیار یزد» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.