روایت عاشقانه های یک تکاور نظامی با اهل و عیال



فیلم| روایت عاشقانه های یک تکاور نظامی با اهل و عیال در این گزارش گفت وگویی با خانواده سردار شهید عزت الله سلیمانی به بهانه سالگرد شهادت این فرزند چهارمحال و بختیاری در دفاع از حریم آل الله را ملاحظه می کنید.

به مناسبت شهادت سردار غیور اسلام عزت الله سلیمانی، به منزل شهید سری زدیم تا با خانواده ی بزرگوارشان گفت وگویی داشته باشیم.

شهید سلیمانی پدر خانواده ای است که خداوند دو فرزند به آن ها عنایت کرده است پسرانی که هنوز پررنگ ترین خاطره از پدرشان در یاد آن ها اهمیت ویژه ای است که پدر برای خانواده اش قائل بوده است.

امروز روزی است آرام، متصل به فصل پاییز، از صبح درگیر آن بودیم که چه شد که با وجود آن قلب رئوف توانست قید زن و بچه را بزند و رهسپار دهانه آتشفشان شود؟ خدا به ما علی ندیده ها، شهدای مدافع حریم آل الله را نشان داد تا حتم کنیم که برای شهید شدن خیلی هم لازم نیست یکی از چهارده معصوم باشیم!

شهید عزت الله سلیمانی که بود؟

سردار سلیمانی در روستای مرغملک از توابع شهرستان شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد، پدرش روزعلی، یک کشاورز بود.

وی از یادگاران دوران دفاع مقدس در گردان تکاور حضرت امیر(ع) تیپ ۴۴ سپاه حضرت قمربنی هاشم(ع) بود که ماه ها و سال ها به منظور امنیت مرزهای غرب کشور (کردستان) برای مبارزه با منافقین، گروهک های دموکرات، کومله و پژاک حضور چشمگیر و مؤثری داشت.

آخرین سمت وی در زمان حضورش در ایران، فرماندهی گردان تکاور تیپ ۴۴ حضرت قمربنی هاشم(ع) چهارمحال و بختیاری بود که در حین ماموریت مستشاری و در جریان عملیاتی در سوریه، نهم آبان ۱۳۹۴ به مقام رفیع شهادت نائل آمد.

همسر و فرزندان شهید، با دلتنگی از خاطرات سفر کرده شان این چنین تعریف کردند که: علاوه بر ولایت مداری محض، بسیار خانواده دوست بود.

شهید سلیمانی چگونه خانواده اش را غافلگیر می کرد؟

اهمیت ویژه ای برای باز کردن گره ها و مشکلات خانواده، اقوام و همسایه ها قائل بود آنقدر که حتی در جریان حمله های داعش که ارتباط تلفنی و اینترنتی غیرممکن میشد، به هر زحمتی با خانواده تماس می گرفت، اظهار محبت می کرد و جویای حال ما، فامیل و همسایگان می شد.

همسر شهید: هیچ وقت یاد ندارم که سالگرد ازدواج مان یا تاریخ تولد من و بچه ها را از یاد برده باشد و به هر بهانه ای به دنبال عشق ورزیدن به من و فرزندانش بود

به اینجای صحبت که رسیدیم بغض همه شکست و همسر بزرگوارشان افزود: هیچ وقت یاد ندارم که سالگرد ازدواج مان یا تاریخ تولد من و بچه ها را از یاد برده باشد و به هر بهانه ای به دنبال عشق ورزیدن به من و فرزندانش بود.

شهید سلیمانی تاریخ های خاص مانند تولدمان را هرگز فراموش نمی کرد و همیشه با هدیه ای غافلگیرمان می کرد.

تولد حضرت علی اکبر (ع) از سوریه با پسرم تماس گرفت و این روز را به او تبریک گفت که باعث تعجب ما شد که چطور در آن شرایط حساس جنگی این روزها را فراموش نمی کرد و تبریک می گفت.

این مناسبت ها همیشه در خاطرش بود و به خانواده اهمیت بسیاری می داد همچنین نسبت به حرام و حلال و رزق و روزی حلال حساسیت خاصی داشت و برای انجام کارهای خیر پیش قدم بود و حالا جای ایشان در بین ما و اقوام خیلی خالی است.

انتهای پیام/۶۸۰۳۳/م/خ
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «روایت عاشقانه های یک تکاور نظامی با اهل و عیال» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.