«سمیر» سخاوت مردم را به انتظار نشسته است



به گزارش خبرنگار مهر؛ نام کوچکش «سمیر» است؛ سمیر یعنی قصه گو، یعنی صاحب افسانه و حالا او با همان بغض در گلو خفته و با چشم هایی که حیران است از قصه خودش می گوید؛ از اینکه دوست دارد پلیس شود، از اینکه دلش می خواهد مثل دیگر بچه ها بازی کند، اما درد امانش نمی دهد.

خودش می گوید هنوز تکان های زلزله سرپل ذهاب یادش هست و حالا چندی است با خانواده مهمان شهر همدان شده اند و باید هفته ای ۲ بار و هر بار حداقل ۳ ساعت با وسایلی که روی تخت دیالیز است بازی کند، شاید بزرگ تر که شد یادش بیاید چه اسباب بازی های خاصی داشته است.

سمیر قصه ما این روزها درد کلیه امانش را بریده است…
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی ««سمیر» سخاوت مردم را به انتظار نشسته است» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.