پرنده های گردن چرخان و ماجرای قتل اخیر



ما با آدم هایی روبروایم که از زمره پرنده های گردن چرخان هستند؛ در درون نظام اند اما می توانند علیه نظام اقدام کنند؛ و می توانند اقدام علیه نظام را توجیه کنند؛ و از قانون و نهادهای قانونی، اعتبارزدایی و مشروعیت زدایی کنند.

به گزارش گروه دیدگاه خبرگزاری فارس، در پی قتل پر سر و صدای این روزهای پایتخت، «سعید اشیری» در یادداشتی نوشت:

این روزها نوعی از التهاب آفرینی را می توان در پی جویی یک رخداد تلخ نگریست و آن اخبار و تحلیل های ریز و درشتی است که هر کدام رو به یک قبله دارند.

اما در پس این کنشها و حرف ها و سناریوها یک نکته دیگر هم قابل تأمل است: پدیده پرنده های گردن چرخان.

پدیده ای که در سالهای ۸۶ و ۸۷ آقای تاجیک از آن سخن می گفت. اینکه به قول خود آقای تاجیک، می توان لباس پوزیسیونیستی پوشید و همزمان با لحن و گفتار اپوزیسیونیستی سخن گفت.

ساده و صریح ماجرا، همین است: آدم هایی در میان اهل سیاست ما هستند که می توانند قواعد قانونی جامعه را برنتابند. وقایع و فتنه ۸۸ اوج این نگاه بود، اما این نگاه، همچنان وجود دارد.

ما بشدت نیاز داریم که ۸۸ را بازخوانی کنیم؛ چرا که این قانون زدایی عملا به یک رویه و یک فرهنگ در کنش های سیاسی تبدیل شده است.

یعنی هر جا این بزرگواران، در تنگنا قرار می گیرند در اولین اقدام، قواعد بازی را به هم می ریزند. ریز و درشت را به هم می بافند و برای نهادهای قانونی و واقعی و درجریان، شأنی قائل نیستند.

فرض کنیم بخشی از سناریوهای پرستو و گرگ و شغال و کفتار و … واقعی باشد. سوال. این فرضیات را چه کسی باید اثبات کند؟ کدام نهاد؟

در مرحله بعد، اگر نهادهای قانونی آن فرضیات را - بخصوص فرضیات نادرست را - رد کنند، به چه اعتباری سخن آنها برای جامعه مقبول خواهد بود؟

اینکه این بزرگواران، اول از قانون، روندهای قانونی و نهادهای قانونی، عملا مشروعیت زدایی می کنند، در چه فضایی قابل تحلیل است؟

آقای خاتمی در سالهای آخر ریاست جمهوری اش می گفت: یک جریانی می خواهد قرائت خودش از دین را به جامعه تحمیل کند.

یعنی اگر ما حرف فرد یا نهادی را نخواهیم بپذیریم، توجیه اش این است که حرف او، قرائت اوست و صرفا برای خود او معتبر است نه ما؛ و اگر آن نهاد قانونی بخواهد حرف و سخنش را عملی بکند، در صدد نوعی تحمیل است و این تحمیل، همان استبداد دینی است و …الخ.

'فکت 'های اینچنین، کم نیستند.

بنابراین ما با یک لایه ی فکری- تحلیلی عمیق شده و تثبیت شده روبرو هستیم.

ما با آدم هایی روبروایم که از زمره پرنده های گردن چرخان هستند؛ در درون نظام اند اما می توانند علیه نظام اقدام کنند؛ و می توانند اقدام علیه نظام را توجیه کنند؛ و از قانون و نهادهای قانونی، اعتبارزدایی و مشروعیت زدایی کنند.

ماجرای قتل و قتال آقای نجفی، محک خوبی است برای ارزیابی کسانی که تا پیش از این، از آشتی ملی و رفع سوءتفاهم ها سخن می گفتند .

آدم هایی در این کشور یک توبه تاریخی به انقلاب اسلامی بدهکارند و هنوز از زمره پرنده های گردن چرخان محسوب می شوند.

والسلام علی من اتبع الهدی

انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «پرنده های گردن چرخان و ماجرای قتل اخیر» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.