الان وظیفه ما چیست؟
به گزارش مشرق، یعقوب ربیعی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
الان شرایط برای فکر کردن و نوشتن بسیار سخت است. بسیار سخت تر از آن چیزی که فکر می کنیم. از الان به آن می اندیشم که هر نوشتنی یا گفتنی به سختی با واکنش همان دوستانی مواجه می شود که تا دیروز کنار هم می نشستیم و می گفتیم و تحلیل می کردیم. دوستانی که کنار میدان و حدود ۴۰ شبانه روز با هم پرچم تکان می دادیم. ولی بیاییم با هم چند نکته را مرور کنیم:
اگر خودمان را عمار ولایت میدانیم، اگر به راستین بودن انقلاب اعتماد داریم، اگر سرباز سیدی هستیم که حدود ۴۰ سال است ما را از گردنه ها عبور داده و فرزندش هم از همان سلاله پاک است خشم مقدسمان یا تردید و اضطراب مان را کنار بگذاریم، کمی بیندیشیم، الان وظیفه من به عنوان یک سرباز و افسر جنگ نرم چیست؟
اگر منی که با یک مویز یک عملیات گرمی و با یک غوره ی توقف تنش، سردی ام می شود صلاحیت تبیین گر انقلابی و عمار بودن را دارم؟
بنظرم الان به توصیه حضرت امیر علیه السلام در خطبه ۱۱ نهج البلاغه برگردیم که فرمود «تزول الجبال و لا تزل، عض علی ناجذک، أعر الله جمجمتک، تد فی الأرض قدمک، ارم ببصرک أقصی القوم و غض بصرک، و اعلم أن النصر من عند الله سبحانه»
«اگر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان. دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار و پایها، چونان میخ در زمین استوار کن و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.»
الان هم چشمم، گوشم، جانم و تمام وجودم را به سیدی می سپارم که یک وظیفه تمدنی برایم تعریف کرده. عمار بودن سختی دارد، فراز و فرود دارد، تحمل درد و رنج می خواهد و ….
الان ما مطیع و تابعیم، هر چه سید ما امر کند و هر چه دستور دهد؛ نه جلو می افتیم و نه ان شاالله عقب خواهیم ماند.
*بازنشر مطالب شبکه های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه ها منتشر می شود.
الان شرایط برای فکر کردن و نوشتن بسیار سخت است. بسیار سخت تر از آن چیزی که فکر می کنیم. از الان به آن می اندیشم که هر نوشتنی یا گفتنی به سختی با واکنش همان دوستانی مواجه می شود که تا دیروز کنار هم می نشستیم و می گفتیم و تحلیل می کردیم. دوستانی که کنار میدان و حدود ۴۰ شبانه روز با هم پرچم تکان می دادیم. ولی بیاییم با هم چند نکته را مرور کنیم:
اگر خودمان را عمار ولایت میدانیم، اگر به راستین بودن انقلاب اعتماد داریم، اگر سرباز سیدی هستیم که حدود ۴۰ سال است ما را از گردنه ها عبور داده و فرزندش هم از همان سلاله پاک است خشم مقدسمان یا تردید و اضطراب مان را کنار بگذاریم، کمی بیندیشیم، الان وظیفه من به عنوان یک سرباز و افسر جنگ نرم چیست؟
اگر منی که با یک مویز یک عملیات گرمی و با یک غوره ی توقف تنش، سردی ام می شود صلاحیت تبیین گر انقلابی و عمار بودن را دارم؟
بنظرم الان به توصیه حضرت امیر علیه السلام در خطبه ۱۱ نهج البلاغه برگردیم که فرمود «تزول الجبال و لا تزل، عض علی ناجذک، أعر الله جمجمتک، تد فی الأرض قدمک، ارم ببصرک أقصی القوم و غض بصرک، و اعلم أن النصر من عند الله سبحانه»
«اگر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان. دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار و پایها، چونان میخ در زمین استوار کن و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.»
الان هم چشمم، گوشم، جانم و تمام وجودم را به سیدی می سپارم که یک وظیفه تمدنی برایم تعریف کرده. عمار بودن سختی دارد، فراز و فرود دارد، تحمل درد و رنج می خواهد و ….
الان ما مطیع و تابعیم، هر چه سید ما امر کند و هر چه دستور دهد؛ نه جلو می افتیم و نه ان شاالله عقب خواهیم ماند.
*بازنشر مطالب شبکه های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه ها منتشر می شود.
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «الان وظیفه ما چیست؟» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.