چهل حدیث « عدل الهی »


قرآن کریم :



ان الله لا یظلم مثقال ذرة و ان تک حسنة یضاعفها و یؤت من لدنه اجرا عظیما؛سوره نساء، آيه ۴۰



در حقیقت، خداوند به اندازه ذره ای ظلم نمی کند و هر کار نیکی را بر آن می افزاید و از نزد خود، پاداش بزرگی می بخشد.



۱ پیامبر صلی الله علیه و آله :فیما روی عن الله تبارک و تعالی ـ : یا عبادی ! انی حرمت الظلم علینفسی و جعلته بینـکم محرما ، فلا تظالموا ؛



در آنچه از خداوند تبارک و تعالی روایت شده است: ای بندگان من! همانا ظلم را برخود حرام کردم و آن را در میان شما نیز حرام کردم. پس بر یکدیگر ظلم نکنید.صحيح مسلم ، ج ۴، ص ۱۹۹۴، ح ۵۵



۲ امام علی علیه السلام :ان العدل میزان الله سبحانه الذی وضعه فی الخلق ونصبه لاقامةالحق ، فلا تخالفه فی میزانه ولا تعارضه فی سلطانه ؛



به راستی که عدالت ترازوی خدای سبحان است که در میان مردم قرار دادهو برای بر پاداشتن حق، نصب فرموده است، بنابراین، در ترازوی خداوند با اومخالفت نکن و با حکومتش مستیز.غرر الحكم ، ح ۳۴۶۴



۳ پیامبر صلی الله علیه و آله :بالعدل قامت السماوات و الارض ؛



آسمان ها و زمین، با عدالت، پا برجا می مانند.عوالی اللآلی ، ج ۴، ص ۱۰۳



۴ پیامبر صلی الله علیه و آله :ان الله تعالی بقسطه و عدله جعل الروح و الفرح فی الرضا و الیقینو جعل الهم و الحزن فی السخط ؛



در حقیقت، خداوند متعال، به خاطر انصاف و عدالتش، آسایش و شادیرا در خشنودی (به خواست خودش) و یقین قرار داد و نگرانی و اندوه را درخشم خودش.المعجم الكبير ، ج۱۰، ص۲۱۶، ح۱۰۵۱۴



۵ امام علی علیه السلام :ان عقدت ایمانک فارض بالمقضی علیک و لک و لا ترج احدا الا الله و انتظر ما اتاک به القدر ؛



اگر ایمانت را محکم کرده ای، به خواست خدا خشنود باش، چه به زیان تو باشد و چهبه سود تو، و به هیچ کس جز خدا امید نداشته باش و در انتظار چیزی باش که خداوندبرایت پیش می آورد.مختصر بصائر الدرجات ، ص ۱۳۹



۶ پیامبر صلی الله علیه و آله :فلما رأی یونس علیه السلام ان قومه لا یجیبونه و لا یؤمنون ، ضجر و عرف مننفسه قلة الصبر ، فشکی ذلک الی ربه ، و کان فیما یشکی ان قال : یا رب ! انک بعثتنیالی قومی ، و لی ثلاثون سنة ، فلبثت فیهم ادعوهم الی الایمان بک والتصدیقبرسالاتی و اخوفهم عذابک و نقمتک ثلاثا و ثلاثین سنة ، فکذبونی و لم یؤمنوا بی ،و جحدوا نبوتی واستخفوا برسالاتی ، و قد تواعدونی و خفت ان یقتلونی ، فانزلعلیهم عذابک ، فانهم قوم لا یؤمنون . قال : فاوحی الله الی یونس : ان فیهم الحملو الجنین و الطفل ، و الشیخ الـکبیر ، و المرا ة الضعیفة ، و المستضعف المهین ، وا ناالحـکم العدل ، سبقت رحمتی غضبی ، لا اعذب الصغار بذنوب الکبار من قومک ، و همیا یونس عبادی و خلقی ، و بریتی فی بلادی ، و فی عیلتی ، احب ان ا تاناهم ، و ارفقبهم ، و انتظر توبتهم ؛



یونس علیه السلام زمانی دید قومش دعوت او را نمی پذیرند و به او ایمان نمی آورند،آزرده شد و احساس بی تابی کرد.از این رو، به پروردگارش شکوه نمود. در بخشی ازشکوه های او چنین بود: ای پروردگار من! تو مرا در سی سالگی به سوی قوممبعوث فرمودی و من، سی و سه سال در میانشان ماندم و آنان را به ایمان آوردن به توو تصدیق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و محروم کردن تو بیمشان دادم؛ اما آنان تکذیبم کردند و به من ایمان نیاوردند و نبوتم را انکار نمودند و رسالتمرا سبک شمردند و مرا تهدید نمودند و ترسیدم که مرا بکشند. پس، عذابت را بر آنانفرود آور، زیرا آنان قومی هستند که ایمان نمی آورند. آن گاه خداوند به یونس علیه السلاموحی فرمود: «در میان آنان، زن باردار و جنین و کودک خردسال و پیر و زن ناتوانو مستضعف خوار وجود دارد، در حالی که من، داور عادل هستم که رحمتم بر خشممپیشی گرفته است. من خردسالان قوم تو را به گناهان بزرگ سالانشان کیفر نمی دهمو ـ ای یونس ـ آنان بندگان و آفریدگان و مردمان من در سرزمین های من و درزیر پوشش من اند. دوست دارم درباره آنان حوصله کنم و با ایشان مدارا نمایمو توبه شان را انتظار می کشم».تفسير عيّاشی ، ج ۲، ص ۱۲۹، ح ۴۴



۷ امام علی علیه السلام :و قدر الارزاق فکثرها و قـلـلها ، و قسمها علی الضیق و السعة ، فعدلفیها لیبتلی من اراد بمیسورها و معسورها ، و لیختبر بذلک الشکر و الصبر من غنیهاو فقیرها ؛



خداوندروزی همگان را تعیین کرد و آن را زیاد و کم نمود و در آن تنگی و گشایشقرار داد و عدالت ورزید تا با آسانی و سختی آن، هرکس را بخواهد، بیازماید وسپاسگزاری و صبر ثروتمند و فقیر را امتحان نماید.نهج البلاغه ، از خطبه ۹۱



۸ امام علی علیه السلام :و ایم الله ، ما کان قوم قط فی غض نعمة من عیش فزال عنهم الابذنوب اجترحوها لان الله لیس بظـلام للعبید؛



به خدا سوگند، هرگز نعمت گروهی که از زندگی خوش بهره مندند، از بیننمی رود، جز به وسیله گناهانی که مرتکب می شوند؛ چرا که خداوند هرگز به بندگان ظلمنمی کند.نهج البلاغه، از خطبه ۱۷۸



۹ امام صادق علیه السلام :للمفضل بن عمر ـ : انظر الآن الی ذوات الاربع کیف تراهاتتبع امهاتها مستقلة بانفسها … و کذلک تری کثیرا من الطیر کمثل الدجاجو الدراج و القبج تدرج و تلقط حین ینقاب عنها البیض فاما ما کان منها ضعیفالا نهوض فیه ، کمثل فراخ الحمام و الیمام و الحمر فقد جعل فی الامهات فضلعطف علیها فصارت تمج الطعام فی افواهها بعدما توعیه حواصلها فلا تزال تغذوهاحتی تستقل بانفسها و لذلک لم ترزق الحمام فراخا کثیرة مثلما ترزقالدجاج لتقوی الام علی تربیة فراخها فلا تفسد و لا تموت فکل اعطی بقسط منتدبیر الحکیم اللطیف الخبیر ؛



به مفضل بن عمر: اکنون به این چارپایان بنگر. ببین چگونه هر یک به طور جداگانهدر پی مادرانشان هستند … همچنین بسیاری از پرندگان، مانند: مرغ و قرقاول و کبک، رامی بینی که از همان ساعتی که از تخم بیرون می آیند به دنبال دانه می روند. آنجوجه هایی که ناتوان اند و حرکتی ندارند، مانند: جوجه کبوتر اهلی و کبوتر صحرایی وسینه سرخ، در قلب مادران آنها، مهربانی زیادی نهاده شده است؛ به گونه ای که خوراکرا پس از جمع آوری در چینه دانشان، در دهان آنها می گذارند، و پیوسته آنها را غذامی دهند تا خودشان در انجام دادن کارهایشان استقلال یابند. به همین دلیل (ناتوانیجوجه ها) است که کبوتر، مانند مرغ، از جوجه زیاد بر خوردار نمی شود، به جهت این کهمادر بتواند جوجه هایش را خوب بپروراند تا رنجور نگردند و تلف نشوند. روزی همه آنهابه عدالت و از روی تدبیر خداوند دانای مهربان آگاه، عطا شده است.بحار الأنوار ، ج ۶۴، ص ۵۴



۱۰ پیامبر صلی الله علیه و آله :ان العدل میزان الله تعالی فی الارض ، فمن اخذه قاده الی الجنة و منترکه ساقه الی النار ؛



عدالت، ترازوی خدای متعال در زمین است. هر کس آن را به کار گیرد، به خاطر آن،به بهشت می رود و هرکس آن را رها کند، به جهنم رانده می شود.مستدرك الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۷، ح۱۳۱۴۵



۱۱ امام صادق علیه السلام :الناس یستغنون اذا عدل بینهم و تنزل السماء رزقها و تخرجالارض برکـتها باذن الله تعالی؛



اگر در میان مردم عدالت اجرا شود، بی نیاز می شوند و به اذن خداوند متعال، آسمانروزی خود را فرو می فرستد و زمین برکاتش را بیرون می ریزد.كافی، ج ۳ ، ص ۵۶۸، ح ۶



۱۲ امام علی علیه السلام :و قد سئل عن القضاء و القدر ـ : لا تقولوا : و کلهم الله الی انفسهمفتوهنوه ، و لا تقولوا : اجبرهم علی المعاصی فـتظـلموه ولکن قولوا : الخیر بتوفیق الله و الشر بخذلان الله و کل سابق فی علم الله ؛



وقتی که از حضرت علی علیه السلامدرباره قضا و قدر، پرسیدند، فرمودند: نگویید: خدا آنان(گناهکاران) را به خودشان وانهاده است، که با این سخن خدا را سبک می کنید، ونگویید: خدا آنان را بر انجام دادن گناهان، مجبور ساخته است؛ که با این سخن به خدانسبت ظلم می دهید بلکه بگویید: خیر در سایه توفیق خدا و شر به خاطر یاری نشدن ازجانب خداست و همه اینها از قبل در علم خداوند بوده است.الاحتجاج ، ج ۱، ص ۴۹۲، ح ۱۲۲



۱۳ امام صادق علیه السلام :عن یونس … عن الإمام الصادق علیه السلام ، قال : قال له رجل : جعلت فداک ،اجبر الله العباد علی المعاصی ؟ فقال : الله اعدل من ان یجبرهم علی المعاصیثم یعذبهم علیها . فقال له : جعلت فداک ، فـفوض الله الی العباد ؟ قال : فقال :لو فوض الیهم لم یحصرهم بالامر و النهی . فقال له : جعلت فداک فبینهما منزلة ؟ قال : فقال : نعم ، اوسع ما بین السماء والارض ؛



به نقل از یونس: مردی به امام صادق علیه السلامگفت: فدایت شوم! آیا خداوند، بندگان را برانجام گناهان مجبور ساخته؟ امام فرمودند:« خداوند، عادل تر از آن است که آنان را برانجام گناهان مجبور سازد و سپس به خاطر آن، کیفرشان نماید». گفت: فدایت شوم! پسخداوند، اختیار آن را به بندگان واگذاشته است؟ فرمودند: «اگر به اختیار آنانمی گذاشت، امر و نهیشان نمی کرد». عرض کرد: فدایت شوم! آیا میان جبر و واگذار کردن،جایگاه دیگری هم هست؟ فرمود: «آری، گسترده تر از فاصله میان آسمان و زمین».كافی ، ج ۱، ص ۱۵۹، ح ۱۱



۱۴ امام صادق علیه السلام :ما نهاه الله عن شی ء الا و قد علم ا نه یطیق تر که ، و لا امره بشی ء الاو قد علم ا نه یستطیع فعله ؛ لا نه لیس من صفته الجور و العبث والظلم و تکلیف العبادما لا یطیقون ؛



«خداوند از چیزی نهی نکرد، جز این که می داند بنده توان ترک آن را دارد و به چیزیامر نکرد، جز این که می داند بنده توان انجام آن را دارد، زیرا جور و سرگرمی و ستم وتکلیف کردن بندگان به آنچه توانش را ندارند، از صفات خداوند نیستند».الاحتجاج ، ج ۲، ص ۲۲۳



۱۵ امام صادق علیه السلام :قد علمت یا الهی ا نه لیس فی حکمک ظلم و لا فی نقمتک عجلة وانما یعجل من یخاف الفوت و یحتاج الی الظلم الضعیف و قد تعالیت یا الهی عن ذلکعلوا کبیرا ؛



بار الها! به تحقیق دانستم که در قضاوت تو، هیچ ظلمی و در کیفرت هیچ شتابینیست. همانا کسی شتاب می کند که نگران از دست دادن فرصت است. و شخص ناتوانبه ظلم کردن، نیاز دارد، در حالی که ـ ای پروردگار من ـ مقام تو، بالاتر از آن است.تهذيب الاحكام ، ج ۵، ص ۲۷۷، ح ۹۴۶



۱۶ امام سجاد علیه السلام :اللهم یا من لا یرغب فی الجزاء و یا من لا یندم علی العطاء، و یا منلا یکافی ء عبده علی السواء، منتک ابتداء، و عفوک تفضل، و عقوبتک عدل، و قضاؤکخیرة، ان اعطیت لم تشب عطاءک بمن، و ان منعت لم یکن منعک تعدیا، تشکر منشکرک و ا نت ألهمته شکرک ؛



خدایا! ای کسی که در برابر احسانت توقع جبران نداری، و ای کسی که از بخششپشیمان نمی شوی و ای کسی که مزد بنده خود را نه به همان اندازه بلکه بیشترمی دهی، تو در نعمت بخشیدن آغاز کننده ای و بخشایشت از روی لطف است. مجازاتتعدالت است و قضاوتت بهترین است. اگر عطا کنی، آن را به منت آلوده نمی کنی و اگرمحروم نمایی، از روی ستم نیست. هرکس تو را شکر گزارد، پادشش می دهی و حال آنکه شکر گزاری را تو خود به او الهام نموده ای.صحيفه سجّاديه ، از دعای ۴۵



۱۷ پیامبر صلی الله علیه و آله :من اصاب فی الدنیا ذ نبا فعوقب به ، فالله اعدل من ان یثـنی عقوبتهعلی عبده ، و من اذ نب ذ نبا فی الدنیا فستره الله علیه ، فالله اکرم من ان یعود فی شی ءقد عفا عنه ؛



هر کس در دنیا به گناهی گرفتار شود و به خاطر آن، مجازات گردد، خداوند، عادل تراز آن است کهدر قیامت مجازات آن گناه را بر بنده اش تکرار نماید و هرکس در دنیاگناهی مرتکب شود و خداوند، آن را بپوشاند (ببخشد)، خدا بزرگوارتر از آن است که عفوخود را باز پس گیرد.سنن ابن ماجه ، ج ۲، ص ۸۶۸، ح ۲۶۰۴



۱۸ امام حسن عسکری علیه السلام :نظر امیر المؤمنین علی علیه السلام الی رجل فرأی ا ثر الخوف علیه ، فقال : ما بالک ؟ قال : انی اخاف الله ، قال : یا عبد الله ، خف ذنوبک ، و خف عدل الله علیک فی مظالم عباده ، و اطعه فیما کلـفک و لا تعصه فیما یصلحک ثم لا تخف الله بعدذلک فانه لا یظلم احدا ، و لا یعذبه فوق استحقاقه ابدا ، الا ان تخاف سوء العاقبة بانتغیر او تبدل ، فان اردت ان یؤمنک الله سوء العاقبة فاعلم ان ما تأتیه من خیرفبفضل الله و توفیقه ، و ما تأتیه من شر فبامهال الله و انظاره ایاک و حلمه عنک ؛



امیر مؤمنان علی علیه السلامبه مردی نگریستند و در چهره او نشانه ترس دیدند.به او فرمودند: در چه حالی؟ گفت: از خدا می ترسم. فرمودند: «ای بنده خدا!از گناهانت و از عدالت خدا درباره ظلم هایی که به بندگان خدا کرده ای بترس و خدا رادر آنچه تو را موظف نموده، پیروی کن و از او در آنچه صلاح تو درآن است، نافرمانینکن. پس از آن، از خدا نترس؛ زیرا او به هیچ کس ظلم نمی کند و هرگز کسی را بیش ازاستحقاقش مجازات نمی کند. مگر این که نگران عاقبت بد باشی، به این که سرنوشت،دگرگون شود و تغییر یابد. پس اگر خواستی از عاقبت بد درامان باشی، بدان هر خیریکه به تو می رسد، از لطف خدا و توفیق اوست و هر شری به تو می رسد، به جهت مهلتدادن خدا به تو و بردباری اش درباره توست».تفسير امام حسن عسكری عليه السلام، ص۲۶۵، ح۱۳۳



۱۹ امام سجاد علیه السلام :الله … ینتقم من الظالم بما هو عادل بحکمه ؛



خداوند به خاطر قضاوت عادلانه اش، از ظالم انتقام می گیرد.تفسير امام حسن عسكری عليه السلام، ص ۳۴۹، ح ۲۳۲



۲۰ پیامبر صلی الله علیه و آله :إن المعونة تأتی من الله علی قدر المؤونة و ان الصبر یأتی من الله علیقدر المصیبة؛



به راستی که کمک از جانب خداوند به اندازه هزینه می رسد و صبر از جانب خداوندبه اندازه گرفتاری می آید.كنزالعمّال، ح ۱۵۹۹۳



۲۱ امام صادق علیه السلام : … و لو کانت النیات من اهل الفسق یؤخذ بها اهلها ، اذا لاخذ کلمن نوی الزنا بالزنا ، و کل من نوی السرقة بالسرقة ، و کل من نوی القتل بالقتل ،و لکن الله عدل حـکیم ، لیس الجور من شأنه ، و لکنه یثیب علی نیات الخیر اهلها ،و اضمارهم علیها ، و لا یؤاخذ اهل الفسوق حتی یفعلوا ؛



اگر فاسقان به نیت هایشان بازخواست می شدند، در این صورت، هرکس نیت زنامی کرد، به زنا و هرکس نیت دزدی می کرد، به دزدی و هر کس نیت کشتن می کرد، بهکشتن بازخواست می شد، ولی خداوند عادل حکیم است و ظلم، از شأن او به دور است،اما نیکوکاران را بر پایه نیت های خوبشان و بر پایه نیت های خوبی که پنهان داشته اند،پاداش می دهد و بدکاران را تا زمانی که کار بد انجام نداده اند، باز خواست نمی کند.قرب الإسناد ، ص۹، ح ۲۸ و ص ۴۸، ح ۱۵۸



۲۲ پیامبر صلی الله علیه و آله :فی التخویف من القیامة و الحساب : اذکروا وقوفکم بین یدی الله جلجلاله ؛ فانه الحـکم العدل ، و استعدوا لجوابه اذا سألکم ؛



درباره ترس از قیامت و حسابرسی: لحظه ایستادنتان در پیشگاه خداوند ـ جلجلاله ـ را به یاد آورید، چراکه او حاکم عادل است و خودتان را برای پاسخگویی آمادهسازید که از شما می پرسد.امالی صدوق ، ص ۳۵۴، ح ۴۳۲



۲۳ امام صادق علیه السلام:ان بنی اسرائیل ا توا موسی علیه السلام ، فسألوه ان یسال الله عزوجل انیمطر السماء علیهم اذا ارادوا ، و یحبسها اذا ارادوا ، فسال الله عزوجل ذلک لهم . فقالالله عزوجل : ذلک لهم یا موسی ، فاخبرهم موسی فحرثوا و لم یتر کوا شیئا الازرعوه ثم استنزلوا المطر علی ارادتهم ، و حبسوه علی ارادتهم ، فصارت زروعهم کانها الجبال و الآجام ، ثم حصدوا و داسوا و ذروا فلم یجدوا شیئا فضجواالی موسی علیه السلام و قالوا : انما سألـناک ان تسال الله ان یمطر السماء علینااذا اردنا فاجابنا ، ثم صیرها علینا ضررا فقال : یا رب ان بنی اسرائیل ضجوامما صنعت بهم ، فقال : و مم ذاک یا موسی ؟ قال : سالونی ان اسا لک ان تمطرالسماء اذا ارادوا و تحبسها اذا ارادوا فاجبتهم ثم صیرتها علیهم ضررا ! فقال :یا موسی ، ا نا کنت المقدر لبنی اسرائیل فلم یرضوا بتقدیری ، فاجبتهم الی ارادتهمفکان ما رایت ؛



بنی اسرائیل نزد موسی علیه السلام آمدند و از او خواستند که از خداوند عزوجلدرخواست کند تا هرگاه آنان اراده کردند، آسمان برایشان ببارد و هرگاه آنان خواستند،آن را از باریدن باز دارد. موسی علیه السلام نیز خواسته آنان را از خداوند عزوجل در خواستنمود. خداوند عزوجل فرمود: «ای موسی! باشدپذیرفتم». موسی علیه السلام آنان را خبردارکرد. پس به کشت همه دانه ها پرداختند و چیزی را فروگذار نکردند. سپس بر پایهخواستشان، بارش باران را درخواست نمودند و براساس درخواستشان از آن جلوگیریکردند. در نتیجه، کشتزارهایشان چنان پربار شد که محصول آنها همانند کوه ها و نیزارهاگردید. سپس درو کردند و کوبیدند و باد دادند، اما چیزی به دست نیاوردند. پس، نزدموسی علیه السلامفریاد و ناله سر دادند و گفتند: ما از تو در خواست کردیم که از خدا بخواهی کههرگاه ما خواستیم، آسمان بر ما ببارد. خدا خواسته ما را پذیرفت و سپس آن را بر ضرر ماگرداند! موسی علیه السلام گفت: پروردگارا! بنی اسرائیل، از کار تو به فریاد آمدند. خدا فرمود: «ایموسی! برای چه؟» گفت: از من درخواست کردند که از تو بخواهم هرگاه آنان خواستند،آسمان را ببارانی و هرگاه خواستند، آن را از بارش باز داری . تو هم پذیرفتی، اما آن را بهضررشان گرداندی! خدا فرمود: «ای موسی! من برای بنی اسرائیل، تقدیر کرده بودم،ولی آنان به مقدرات من راضی نشدند. پس، خواسته شان را پذیرفتم و نتیجه اش اینشد که دیدی ».كافی ، ج ۵، ص ۲۶۲، ح ۲



۲۴ پیامبر صلی الله علیه و آله :عن جبرئیل علیه السلام : عن الله عزوجل، قال: قال الله تبارک و تعالی : … انمن عبادی المؤمنین لمن یرید الباب من العبادة فا کفه عنه ، لئلا یدخلهعجب فیفسده ذلک ، و ان من عبادی المؤمنین لمن لا یصلح ایمانه الا بالفقرو لو اغنیته لافسده ذلک ، و ان من عبادی المؤمنین لمن لا یصلح ایمانه الا بالغناءولو افقرته لافسده ذلک ، وان من عبادی المؤمنین لمن لا یصلح ایمانه الا بالسقمولو صححت جسمه لافسده ذلک ، و ان من عبادی المؤمنین لمن لا یصلح ایمانهالا بالصحة ولو اسقمته لافسده ذلک ، انی ادبر عبادی لعلمی بقلوبهم ، فانیعلیم خبیر ؛



به نقل از جبرئیل: خداوند تبارک و تعالی فرمود: … بعضی از بندگان مؤمن من،کسانی هستند که می خواهند از راه عبادت، به درگاه من وارد شوند، ولی من مانعمی شوم، به خاطر این که غرور در آنان به وجود نیاید تا فاسدشان کند. و بعضی از بندگانمؤمن من، کسانی هستند که ایمانشان جز با فقر، درست نمی شود، که اگر بی نیازشانکنم، بی نیازی فاسدشان می کند. و بعضی از بندگان مؤمن من، کسانی هستند کهایمانشان جز با ثروت، درست نمی شود که اگر نیازمندشان کنم، نیازمندی فاسدشانمی کند. و بعضی از بندگان مؤمن من، کسانی هستند که ایمانشان جز با بیماری، درستنمی شود، که اگر به آنان تن درستی ببخشم، تن درستی فاسدشان می کند. و بعضی ازبندگان مؤمن من، کسانی هستند که ایمانشان جز با تن درستی، درست نمی شود که اگربیمارشان کنم، بیماری فاسدشان می کند. در حقیقت، من، بندگانم را با آگاهی ای که ازدل هایشان دارم اداره می کنم؛ چراکه من دانای آگاهم».توحيد ، ص ۳۹۹، ح ۱



۲۵ پیامبر صلی الله علیه و آله :ان الله جل ثناؤه یقول : و عزتی و جلالی ، ما خلقت من خلقی خلقا احب الی من عبدی المؤمن و لذلک سمیته باسمی مؤمنا ، لاحرمه ما بین المشرقو المغرب و هی خیرة له منی و انی لاملکه ما بین المشرق و المغرب و هی خیرة لهمنی ، فلیرض بقضائی ، و لیصبر علی بلائی و لیشکر نعمائی ، اکتبه یا محمد منالصدیقین عندی ؛



خداوند ـ که نام او بلند باد ـ می فرماید: «به عزت و جلالم سوگند، از میان آفریدگانمآفریده ای که نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد، نیافریدم و بدین جهت، او را به اسمخودم، مؤمن، نام نهادم. البته گاه او را از آنچه میان مشرق و مغرب است، محروممی سازم و این انتخاب من برای اوست و گاه او را از آنچه میان مشرق و مغرب است،بهره مند می سازم و آن، انتخاب من برای او است. پس باید به خواست من، خشنود باشدو بر بلای من، صبر کند و نعمت های مرا شکر نماید. ای محمد! او را در شمار صدیقین(بندگان راستین) خود می نویسم».مشكاة الأنوار ، ص ۷۳، ح ۱۳۶



۲۶ امام علی علیه السلام :اذا فشی الزنا ظهر موت الفجاءة ، و اذا جار الحاکم قحط المطر ؛



هرگاه زنا رواج پیدا کند، مرگ ناگهانی پدیدار می شود و هرگاه حاکم ستم کند،باران نمی بارد.دعائم الإسلام ، ج ۲، ص ۵۳۱، ح ۱۸۸۸



۲۷ امام رضا علیه السلام :من حسن ظنه بالله کان الله عند ظـنه به و من رضی بالقلیلمن الرزق قبل الله منه الیسیر من العمل و من رضی بالیسیر من الحلالخفت مؤونته و تنعم اهله ، و بصره الله داء الدنیا و دواءها ، و اخرجه منها سالماالی دار السلام ؛



هر کس به خدا خوش گمان باشد، خداوند مطابق گمان او، با وی رفتار می کند و هرکس به روزی کم راضی باشد، خداوند عمل کم را از او می پذیرد و هرکس به روزیحلال اندک خشنود باشد، هزینه زندگی اش سبک می شود و خانواده اش در نعمتخواهند بود و خداوند، او را از بیماری و درمان دنیا آگاه می کند و به سلامت، از دنیا بهخانه سلامت (آخرت) بیرون می برد.كافی ، ج ۸ ، ص ۳۴۷، ح ۵۴۶



۲۸ امام علی علیه السلام :ما اعجب هذا الانسان مسرور بدرک ما لم یکن لیفوته ، محزون علیفوت ما لم یکن لیدرکه ، و لو ا نه فکر لابصر و علم ا نه مدبر ، و ان الرزق علیه مقدر ،و لاقتصر علی ما تیسر ، و لم یتعرض لما تعسر ؛



چه تعجب آور است این انسان! با رسیدن به چیزی که از دستش نمی رفت، خوشحالمی شود و برای از دست دادن چیزی که به آن نمی رسد، ناراحت می شود، در صورتی کهاگر فکر می کرد، می فهمید و می دانست که کارش برنامه ریزی شده است و روزی برایشتقدیر شده است و در نتیجه به آنچه آسان به دستش می رسد، اکتفا می کرد و آنچه را کهسخت به دست می آید، دنبال نمی نمود.تحف العقول ، ص ۲۱۵



۲۹ امام صادق علیه السلام :هذه الآفات … من الوباء و الجراد و ما اشبه ذلک ما بالها لا تدوم …و یلذع احیانا بهذه الآفات الیسیرة لتأدیب الناس و تقویمهم ، ثم لا تدوم هذهالآفات ، بل تـکشف عنهم عند القنوط منهم ، فتـکون وقوعها بهم موعظة و کشفهاعنهم رحمة … . فاذا عضته المکاره و وجد مضضها اتعظ و ابصر کثیرا مماکان جهله و غفل عنه ، و رجع الی کثیر مما کان یجب علیه … ان هذه الآفات و ان کانتتنال الصالح و الطالح جمیعا ، فان الله جعل ذلک صلاحا للصنفین کلیهما :اما الصالحون فان الذی یصیبهم من هذا یردهم نعم ربهم عندهم فی سالف ایامهم فیحدوهم ذلک علی الشکر و الصبر ، و اما الطالحون فان مثل هذا اذا نالهمکسر شرتهم و ردعهم عن المعاصی والفواحش ، و کذلک یجعل لمن سلم منهممن الصنفین صلاحا فی ذلک ، اما الابرار فانهم یغتبطون بماهم علیه من البرو الصلاح و یزدادون فیه رغبة و بصیرة ، و اما الفجار فانهم یعرفون رأفة ربهمو تطوله علیهم بالسلامة من غیر استحقاقهم ، فیحضهم ذلک علی الرأفة بالناسوالصفح عمن اساء الیهم ؛



این آفت ها، از قبیل وبا و هجوم ملخ و مانند اینها، دوام ندارند …و گاهیبا این آفت های زودگذر، آسیبی به مردم می رسد تا ادب شوند و مقاوم گردند.البته آفت ها دوامی ندارند و همین که موجب ناامیدی مردم شوند، برداشته می شوندتا معلوم گردد که گرفتار شدن به آفات، اندرزی برای مردم و برطرف شدن آفات نیزبخشایشی در حق آنان است … پس هرگاه سختی ها انسان را فرا گرفتند و او رنج آنهارا چشید، پند می گیرد و از بسیاری چیزها که نمی دانست و غفلت داشت، آگاه می گرددو به سوی بسیاری چیزها که بر او واجب بوده، توجه می کند … هرچند چنین آفت هاییهم به نیکوکاران و هم به بدکاران می رسند، اما خداوند، آنها را برای هر دو گروه، خوبقرار داده است.برای نیکوکاران، خوب است، چون هر آسیبی به آنان برسد، آنها را نسبت بهنعمت های پروردگارشان ـ که در گذشته داشته اند ـ هشیارتر می کند و به سپاس گزاری وصبر بر می انگیزد. برای بدکاران هم خوب است، چون وقتی چنین آسیبی به آنها برسد،شرارتشان را در هم می شکند و از گناهان و زشتی ها بازشان می دارد.همچنین خداوند، جان سالم به در بردن از آفت ها را برای هر دو گروه،خوب قرار داده است. برای نیکوکاران، خوب است، چون آنها را به نیکیو درستکاری خویش امیدوار می کند و برای بدکاران هم خوب است، چون مهربانی و احسان پروردگارشان را در می یابند که آنها را سالم قرار داد، با آن کهشایسته اش نبودند، و همین، آنها را به مهربانی با مردم و گذشت از بدی های دیگراندر حق خویش، تشویق می کند.بحار الأنوار ، ج ۳، ص ۱۳۸ و ۱۳۹



۳۰ پیامبر علیه السلام :لا یصیب عبدا نـکبة فما فوقها او دونها الا بذنب ، و ما یعفو الله عنه اکثر ؛



هیچ بنده ای به بدبختی و بالاتر و پایین تر از آن نمی رسد، مگر به خاطر گناهی. البتهآنچه خدا از آن در می گذرد، بسیار بیشتر است.سنن الترمذی ، ج ۵، ص ۳۷۸، ح ۳۲۵۲



۳۱ پیامبر صلی الله علیه و آله :شکی نبی من الانبیاء الی ربه عز و جل فقال : یا رب یکون العبدمن عبیدک یؤمن بک و یعمل بطاعتک ، فـتزوی عنه الدنیا ، و تعرض لهالبلاء ، و یـکون العبد من عبیدک یکفر بک و یعمل بمعاصیک ، فتزوی عنهالبلاء و تعرض له الدنیا . فاوحی الله عز و جل الیه ؛ ان البلاد والعباد لی ، و ا نهلیس من شی ء الا یسبحنی و یهلـلنی و یـکبرنی ، واما عبدی المؤمن فلهسیـئات فازوی عنه الدنیا ، و اعرض له البلاء حتی یأتینی فاجزیه بحسناته ،و اما عبدی الکافر فله حسنات فازوی عنه البلاء ، و اعرض له الدنیا حتی یأتینیفاجزیه بسیئاته ؛



یکی از پیامبران به پروردگارش شکوه نمود و گفت: پروردگارا! بنده ای از بندگانت بهتو ایمان می آورد و طبق فرمان تو عمل می کند و تو، دنیا را از او باز می داری (او را از دنیامحروم می کنی) و در معرض بلا قرارش می دهی. و بنده ای از بندگانت به تو کفر می ورزدو تو را نافرمانی می کند و تو، بلا را از او باز می داری و دنیا را به او ارزانی می کنی! خداوند عز و جل به او وحی فرمود: «سرزمین ها و بندگان، از آن من اند و هیچ چیزی نیست، جزاین که مرا منزه و یگانه و بزرگ می داند. اما بنده مؤمنم، گناهانی دارد و من دنیا را از او بازمی دارم و او را در معرض بلا قرار می دهم تا این که در قیامت نزد من بیاید و پاداشخوبی هایش را بدهم. و اما بنده کافرم، خوبی هایی دارد، و من بلا را از او باز می دارم ودنیا را به او عرضه می کنم تا نزد من بیاید و کیفر گناهانش را بدهم».المعجم الكبير ، ج۱۲،ص۱۱۷،ح۱۲۷۳۵



۳۲ پیامبر صلی الله علیه و آله :ان الرجل لتـکون له درجة رفیعة من الجنة لا ینالها الا بشی ءمن البلایا تصیبه ، حتی ینزل به الموت و ما بلغ تلک الدرجة ، فیشدد علیهاحتی یبلغها ؛



انسان، گاهی درجه عالی ای در بهشت دارد که جز در سایه برخی گرفتاری ها به آننمی رسد و چنانچه مرگش فرا رسد و او به آن درجه نرسیده باشد، هنگام مرگش، چنانبر او سخت گرفته می شود که به آن درجه دست یابد.مسند زيد ، ص ۴۱۰



۳۳ امام علی علیه السلام :من رضی بما قسم له ، استراح قلبه و بدنه ؛



هرکس به آنچه برایش قسمت شده، راضی باشد، قلب و بدنش، آسوده می گردد.شرح نهج البلاغه ، ج ۲۰، ص ۲۶۲، ح ۶۱



۳۴ پیامبر صلی الله علیه و آله :ان للشیطان لمة بابن آدم و للملک لمة ، فاما لمة الشیطان فایعاد بالشرو تکذیب بالحق ، و اما لمة الملک فایعاد بالخیر و تصدیق بالحق ، فمن وجد ذلک فلیعلما نه من الله فلیحمد الله ، و من وجد الاخری فلیتعوذ بالله من الشیطان الرجیم ؛



شیطان القائاتی به فرزند آدم دارد و فرشته نیز الهاماتی دارد: القای شیطان، به بدی وعده دادن و حق را تکذیب نمودن و الهام فرشته، به خوبی وعده دادن و حق را تصدیقکردن است. پس هرکس الهام به خوبی را در دل خود یافت، بداند که از جانب خداونداست و بدین خاطر، خدا را ستایش نماید و هرکس چیزی غیر از این یافت، از شیطانرانده شده، به خدا پناه ببرد.سنن الترمذی ، ج ۵، ص ۲۱۹، ح ۲۹۸۸



۳۵ امام علی علیه السلام :لا یسعد احد الا بإقامة حدود الله و لا یشقی احد الا باضاعتها ؛



هیچ کس جز با برپایی حدود خداوند خوش بخت و هیچ کس جز با ضایع کردن آنها،بدبخت نمی شود.غرر الحكم ، ح ۱۰۸۵۳



۳۶ پیامبر صلی الله علیه و آله :ان الله عزوجل یقول : انی اذ ا ابتلیت عبدا من عبادی مؤمنا فحمدنیعلی ما ابتلیته ، فانه یقوم من مضجعه ذلک کیوم ولدته امه من الخطایا . و یقول الربعز و جل : انا قیدت عبدی وابتلیته ، و اجروا له کما کنتم تجرون له و هو صحیح ؛



خداوند عز و جل می فرماید: «هرگاه من یکی از بندگان مؤمنم را گرفتار ساختم و بهخاطر آن گرفتاری، ستایشم نمود، بی گمان از بسترش همانند روزی که از مادر متولدشده، بدون گناه بر می خیزد» و می فرماید: «من بنده ام را گرفتار و مبتلا ساختم. شما،پاداش او را همانند زمان سلامتش به او بدهید.مسند ابن حنبل ، ج ۶، ص ۷۷، ح ۱۷۱۱۸



۳۷ امام صادق علیه السلام :سالت ابا عبد الله علیه السلام عن قول الله عز و جل : «و ما اصابکم منمصیبة فبما کسبت ایدیکم» ارایت ما اصاب علیا و اهل بیته علیهم السلاممن بعده هو بماکسبت ایدیهم ، و هم اهل بیت طهارة معصومون ؟ فقال : ان رسول الله صلی الله علیه و آله کان یتوبالی الله و یستغفره فی کل یوم و لیلة مئة مرة من غیر ذنب ، ان الله یخص اولیاءه بالمصائب لیأجرهم علیها من غیر ذنب ؛



از امام صادق علیه السلام درباره این سخن خداوند عز و جل: (و هرگونه مصیبتی به شمابرسد، نتیجه اعمال خود شماست) پرسیدم که: درباره آنچه به علی و اهل بیت او علیهم السلامپس از او رسید، چه نظری داری؟ آیا آن هم نتیجه اعمال خودشان بود، در حالی کهآنان خاندانی پاک و معصومند؟ فرمودند: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بدون آن که گناهی کردهباشد، شبانه روزی، صد مرتبه به درگاه خداوند، توبه می کرد و آمرزشمی طلبید. خداوند، اولیای خود را گرفتار مصائب می کند تا به سبب آن پاداششان دهد،بدون آن که گناهی کرده باشند.كافی ، ج ۲، ص ۴۵۰، ح ۲



۳۸ پیامبر صلی الله علیه و آله :ما یصیب المسلم ، من نصب ولا وصب ، و لا هم و لا حزن و لا اذی و لاغم ، حتی الشوکة یشاکها ، الا کفر الله بها من خطایاه ؛



به مسلمان، رنج و درد طولانی و غم و اندوه و آزار و غصه ای نمی رسد، حتی خاری بهتنش فرو نمی رود، مگر این که خداوند به خاطر آن ها، گناهان او را پاک می کند.صحيح البخاری ، ج۵،ص۲۱۳۷،ح۵۳۱۸



۳۹ امام رضا علیه السلام :إن الله تبارک و تعالی لم یبح اکلا و لاشربا الا لما فیه المنفعةو الصلاح و لم یحرم الا ما فیه الضرر و التلف و الفساد، فکل نافع مقو للجسم فیهقوة للبدن فهو حلال؛



خداوند تبارک و تعالی هیچ خوردنی و نوشیدنی را حلال نکرده است، مگر آن که درآن منفعت و صلاحی بوده و هیچ خوردنی و نوشیدنی را حرام ننموده، مگر آن که در آنضرر و مرگ و فسادی بوده است. پس هر چیز مفید و مقوی بدن، که باعث تقویت آنشود، حلال شده است.مستدرك الوسايل، ج ۱۶، ص ۳۳۳، ح ۲



۴۰ امام علی علیه السلام :اللهم لا تفعل بی ما ا نا اهله ، فانک ان تفعل بی ما ا نا اهله تعذبنیو لم تظلمنی ، اصبحت ا تقی عدلک و لا اخاف جورک ، فیا من هو عدل لایجور ارحمنی ؛



خدایا! آن چنان که من سزاوارش هستم، با من رفتار نکن، زیرا اگر با من آن چنانرفتار کنی که سزاوار آنم، عذابم خواهی نمود، در حالی که بر من ظلم نکرده ای.من از عدالت تو می ترسم، نه ظلم کردن تو! پس، ای بسیار عادلی که ظلم نمی کند،بر من رحم کن!كافی ، ج ۴، ص ۴۳۳، ح ۵



پدیدآورنده : هادی موحدی



کلیدواژهعدل خداوندعدلعدالت



تازه ها





پربازدیدترین ها



منابع مرتبط







https://hadith.net/post/۶۸۷۹/٪DA٪۸۶٪D۹٪۸۷٪D۹٪۸۴-٪D۸٪AD٪D۸٪AF٪DB٪۸C٪D۸٪AB-٪D۸٪B۹٪D۸٪AF٪D۹٪۸۴-٪D۸٪A۷٪D۹٪۸۴٪D۹٪۸۷٪DB٪۸C/


گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «چهل حدیث « عدل الهی »» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.