نماد سیطرهی آمریکا بر دریاها چگونه از چرخه خارج شد/ گذار از "هژمونی بیچالش" به "حضور پرهزینه و شکننده"
به گزارش سرویس جهان مشرق، ناو یو اس اس جرالد فورد، به نوعی نماد هژمونی نظامی آمریکا بر دریاها و نقطه ی ثقل «نمایش قدرت» این کشور در چند دهه اخیر بوده است. پیش از تهاجم تروریستی آمریکایی-صهیونی به خاک مقدس کشورمان، رییس جمهور متوهم و جنایتکار آمریکا بارها و بارها از اعزام این نام و دیگر ناو هواپیمابر این کشور، آبراهام لینکلن، برای عملیات روانی و به زعم خود، سوق دادن مقامات کشور به «تسلیم بی قید و شرط»، استفاده کرده بود.
ناو آبراهام لینکلن در همان روزهای نخست درگیری، با شلیک های نیروی دریایی کشورمان، صدها کیلومتر از محدوده ی سرزمینی ما دور شد و عملا از دور جنگ خارج گردید. سرنوشت جرالد فورد اما جالب تر هم هست. این ناو هم در همان هفته ی اول جنگ دچار یک «آتش سوزی» عظیم شد و به سرعت از منطقه خارج گردید. طبق گزارش ها، هم اکنون این ناو در کرت یونان پهلو گرفته تا تعمیرات اساسی روی آن صورت گیرد و تا ماه ها از چرخه ی عملیاتی خارج است.
روزنامه ی انگلیسی تلگراف، در گزارشی به تاریخ ۱۷ مارس(۲۷ اسفند)، ماجرای آتش گرفتن و غیرعملیاتی شدن ناو جرالد فورد را بررسی کرد که واجد نکات بسیار قابل تاملی است.
به گزارش تلگراف، آتش سوزی که در بزرگترین کشتی جنگی آمریکا رخ داد، ۳۰ ساعت طول کشید تا مهار شد.
سه ملوان روی ناو جرالد فورد نیاز به مداوا پیدا کردند و ده ها نفر دچار استنشاق دود شدند.
بیش از ۶۰۰ ملوان و خدمه تخت های خود را پس از وقوع آتش سوزی در رختشویخانه از دست دادند [به نقل از نیویورک تایمز]. برخی روزهاست که روی زمین و میزها می خوابند.
این حادثه دومین واقعه شرم آور برای ناو هواپیمابر آمریکایی، بزرگ ترین کشتی جنگی ساخته شده تاکنون، در جریان پشتیبانی از نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در طول جنگ با ایران محسوب می شود.
به گزارش ان پی آر، سرویس های بهداشتی این کشتی جنگی طراحی نامناسبی دارند و به طور منظم در طول ماه های حضور در دریا خراب می شوند. ایمیلی از مارس ۲۰۲۵ به ۲۰۵ مشکل در این سیستم تنها در مدت چهار روز اشاره داشت.
روز دوشنبه، استارز اند استرایپس، روزنامه نظامی وابسته به پنتاگون، گزارش داد یک ملوان برای دریافت مداوا پس از آتش سوزی از ناو فورد منتقل شده است. وضعیت وی پایدار گزارش شده است.
تحقیق درباره علت آتش سوزی همچنان در جریان است، اما نیروی دریایی آمریکا اعلام کرده که این حادثه مرتبط با درگیری نبوده است.
ناو فورد حدود ۱۰ ماه است که در دریا به سر می برد؛ ابتدا از اکتبر از دریای مدیترانه به دریای کارائیب فرستاده شد تا بخشی از ناوگانی باشد که دونالد ترامپ حول ونزوئلا جمع کرده بود.
پس از ربایش غیرقانونی نیکلاس مادورو، رهبر پیشین ونزوئلا، در ژانویه توسط نیروهای ویژه آمریکا، این ناو به غرب آسیا فرستاده شد تا تنش ها با ایران افزایش یابد.
به خدمه گفته شده است که احتمالا تا ماه مه در منطقه باقی خواهند ماند، به این معنا که حدود یک سال را در دریا سپری می کنند، که دو برابر طول یک مأموریت عادی ناو هواپیمابر است.
دریادار جان اف. کربی، سخنگوی پیشین پنتاگون، گفت: «کشتی ها هم خسته می شوند و در طول مأموریت های طولانی آسیب می بینند. شما نمی توانید یک کشتی را این قدر طولانی و سخت به کار بگیرید و انتظار داشته باشید که او و خدمه اش در اوج ظرفیت عمل کنند.»
فرماندهی مرکزی نیروی دریایی آمریکا در بیانیه ای ادعا کرد: «در ۱۲ مارس، یواساس جرالد آر فورد (CVN ۷۸) دچار آتش سوزی شد که از محوطه اصلی رختشویخانه کشتی شروع شد. علت آتش سوزی مرتبط با درگیری نبوده و مهار شده است. به سیستم پیشرانه کشتی آسیبی نرسیده و ناو هواپیمابر همچنان کاملا عملیاتی است. دو ملوان در حال حاضر برای جراحات غیرجانی تحت مداوا هستند و وضعیت آنها پایدار است. اطلاعات تکمیلی در دسترس قرار خواهد گرفت.»
گزارش تلگراف به نقل از منابع یونانی (روزنامه کاتیمرینی) اشاره کرده که سناریوی آتش سوزی عمدی توسط خدمه نیز در حال بررسی است. در این گزارش، کریس پری، دریادار بازنشسته نیروی دریایی بریتانیا، گفته است: «به ویژه در زمان درگیری، به راحتی می توانید ۲۰ سال زندان برای این کار بگیرید.»
همچنین در این گزارش به مشکلات طولانی مدت سرویس های بهداشتی ناو فورد اشاره شده که از مارس ۲۰۲۵ ثبت شده بودند و به گفته منابع، بخشی از آنها به دلیل تخلیه اشیای نامناسب مانند تی شرت توسط خدمه بوده است.
نشانه های افول یک قدرت «هژمون»
برای پاسخ به این پرسش که آیا این رویداد نشانه افول قدرت نظامی آمریکا است یا خیر، باید دو سطح را از هم تفکیک کرد: سطح نمادین و سطح ساختاری-عملیاتی.
سطح نمادین: شکست روایت «حضور بی نقص»
از منظر نمادین، خروج ناو فورد از منطقه جنگی در چنین شرایطی، ضربه ای به «روایت قدرت مطلق و آمادگی همیشگی» آمریکا محسوب می شود.
شکست تصویر «ابرنیروی شکست ناپذیر»: ناو هواپیمابر در راهبرد نظامی آمریکا چیزی فراتر از یک ابزار جنگی است. این ناوها «نماد حاکمیت و فرافکنی قدرت» هستند. حضور آن ها در یک منطقه، پیام سیاسی «این جا خط قرمز ماست» را ارسال می کند. خروج اضطراری این نماد قدرت در میانه بحران، فارغ از علت فنی، این پیام را تضعیف می کند.
تأثیر در فضای روایت پردازی: این رویداد دست کم دو روایت رقیب را تقویت کرده است:
روایت ایران: ایران از این حادثه برای تثبیت روایت «فرار خدمه از میدان جنگ» استفاده کرد و آن را نشانه «پوچی قدرت آمریکا» و «تحقیر» بزرگ ترین ناو این کشور دانست.
روایت رسانه های غربی: حتی رسانه های نزدیک به غرب مانند تلگراف نیز به طور جدی به سناریوی «خرابکاری توسط خدمه خسته» پرداختند که خود نشان دهنده روایتی از «فروپاشی انضباط و روحیه» در قلب بزرگ ترین دارایی نظامی آمریکا در منطقه است.
در سطح نمادین، آنچه آسیب دیده، «هیمنه» و «بازدارندگی مبتنی بر نمایش قدرت» است. زمانی که بزرگ ترین ناو شما نه در اثر شلیک موشک، که به دلیل نقص در رختشویخانه از مدار خارج می شود، این روایت که «آمریکا همواره در اوج آمادگی است» به چالش کشیده می شود.
سطح ساختاری-عملیاتی: افول یا «شکنندگی در اوج قدرت»؟
پاسخ به این پرسش که آیا این حادثه نشانه «افول» است، بستگی به تعریف ما از افول دارد.
الف) استدلال موافقان نظریه افول:
کارشناسانی مانند سال مرکولیانو (استاد آکادمی بازرگانی دریایی آمریکا) به نکات عمیق تری اشاره می کنند:
فرسودگی استراتژیک: ناو فورد به مدت ۱۰ ماه در مأموریت بوده، در حالی که استاندارد معمول ۶ ماه است. این نشان می دهد که نیروی دریایی آمریکا با کمبود ظرفیت عملیاتی مواجه است. به عبارت دیگر، تعداد ناوهای کافی برای پاسخگویی همزمان به بحران های دریای سرخ، دریای کارائیب (ونزوئلا) و تقابل با ایران را ندارد و مجبور است دارایی های خود را فراتر از حد تحمل طراحی شده به کار گیرد.
شکنندگی زنجیره تعمیر و نگهداری: مشکلات توالت ها که از مارس ۲۰۲۵ ثبت شده بود، همراه با آتش سوزی رختشویخانه، نشان دهنده «ضعف در لجستیک و پشتیبانی» است. یک نیروی دریایی جهانی برای حفظ حضور مستمر نیازمند ناوگان کمکی قوی و یاردهای تعمیراتی در مناطق عملیاتی است. در این مورد، ناو مجبور شد برای تعمیر به کرت (یونان) عقب نشینی کند که خود نشان دهنده فاصله پایگاه های تعمیراتی از خط مقدم است.
استدلال مخالفان نظریه افول:
با این حال، تحلیلگران امنیت ملی مانند استیون سیلور (نویسنده گزارش اصلی) و دریادار جان کربی بر این نکات تأکید دارند:
تفاوت میان «حادثه عملیاتی» و «شکست راهبردی»: این آتش سوزی به سیستم های اصلی ناو (پیشرانه هسته ای، سامانه های جنگ الکترونیک و سامانه پرتاب هواپیما) آسیبی نزد. ناو «کاملا عملیاتی» اعلام شده است. از منظر فنی، آمریکا همچنان دارای ۱۱ ناو هواپیمابر هسته ای است که مجموع قدرت آنها از کل ناوگان تمام کشورهای دیگر جهان بیشتر است.
آموزش از طریق شکست: منتقدان استدلال می کنند که این حادثه بیشتر نشان دهنده «اشتباه در مدیریت نیروی انسانی و برنامه ریزی مأموریت ها» است تا افول فناورانه یا صنعتی. یعنی مشکل از «چگونه استفاده کردن» از قدرت است، نه «نداشتن» قدرت.
با این حال، باید توجه داشت که این استدلال مخالفان «افول»، مبتنی بر پذیرش اعلان ها و بیانیه های رسمی پنتاگون و نهادهای دولتی آمریکا درباره میزان خسارت این ناوهاست، نهادهایی که همین الان هم سوابق بسیار بد و مکرری در کتمان و انکار تلفات جنگی نیروهای تروریست آمریکا و انهدام دارایی ها ومنافع راهبردی آن در منطقه و در سرزمین های اشغالی در طول بیش از سه هفته جنگ داشته و دارند. به هر حال ما با دولتی مواجه هستیم که رییس آن به صورت منظم، سیستماتیک و بی شرمانه درباره همه چیز دروغ می گوید.
جمع بندی
این رویداد نشان دهنده «شکنندگی عملیاتی» و «افول کارایی» در اوج تنش است. حادثه مذکور سه واقعیت را آشکار ساخت:
ظرفیت عملیاتی مازاد وجود ندارد: آمریکا برای مدیریت دو جبهه (ونزوئلا و ایران) مجبور به تمدید مأموریت ها فراتر از حد مجاز شده که هزینه آن کاهش آمادگی و افزایش خطای انسانی است. هیمنه با حضور تضمین نمی شود، با «آمادگی دائمی» تضمین می شود: خروج ناو فورد در حساس ترین لحظات، یک «پیروزی اطلاعاتی-روان شناختی» برای ایران ایجاد کرد، حتی اگر ایران شلیک کننده موشک نبوده باشد. آسیب پذیرترین نقطه، تجهیزات پیشرفته نیست، بلکه «خطوط پشتیبانی و روحیه خدمه» است: فرسودگی ۱۰ ماهه و مشکلات رختشویخانه و توالت ها نشان داد که یک نیروی نظامی مدرن، بیش از آنکه با موشک های دشمن آسیب پذیر باشد، با «فرسودگی لجستیک و نیروی انسانی» آسیب پذیر است.
در نهایت، این رویداد نمادی از گذار از «هژمونی بی چالش» به «حضور پرهزینه و شکننده» برای قدرت آمریکا در منطقه است. آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را دارد، اما حادثه فورد نشان داد که این قدرت برای مدیریت همزمان چند بحران و حفظ حضور بی وقفه در نزدیکی سواحل ایران، به مرز فشار حداکثری خود رسیده است.
ناو آبراهام لینکلن در همان روزهای نخست درگیری، با شلیک های نیروی دریایی کشورمان، صدها کیلومتر از محدوده ی سرزمینی ما دور شد و عملا از دور جنگ خارج گردید. سرنوشت جرالد فورد اما جالب تر هم هست. این ناو هم در همان هفته ی اول جنگ دچار یک «آتش سوزی» عظیم شد و به سرعت از منطقه خارج گردید. طبق گزارش ها، هم اکنون این ناو در کرت یونان پهلو گرفته تا تعمیرات اساسی روی آن صورت گیرد و تا ماه ها از چرخه ی عملیاتی خارج است.
روزنامه ی انگلیسی تلگراف، در گزارشی به تاریخ ۱۷ مارس(۲۷ اسفند)، ماجرای آتش گرفتن و غیرعملیاتی شدن ناو جرالد فورد را بررسی کرد که واجد نکات بسیار قابل تاملی است.
به گزارش تلگراف، آتش سوزی که در بزرگترین کشتی جنگی آمریکا رخ داد، ۳۰ ساعت طول کشید تا مهار شد.
سه ملوان روی ناو جرالد فورد نیاز به مداوا پیدا کردند و ده ها نفر دچار استنشاق دود شدند.
بیش از ۶۰۰ ملوان و خدمه تخت های خود را پس از وقوع آتش سوزی در رختشویخانه از دست دادند [به نقل از نیویورک تایمز]. برخی روزهاست که روی زمین و میزها می خوابند.
این حادثه دومین واقعه شرم آور برای ناو هواپیمابر آمریکایی، بزرگ ترین کشتی جنگی ساخته شده تاکنون، در جریان پشتیبانی از نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در طول جنگ با ایران محسوب می شود.
به گزارش ان پی آر، سرویس های بهداشتی این کشتی جنگی طراحی نامناسبی دارند و به طور منظم در طول ماه های حضور در دریا خراب می شوند. ایمیلی از مارس ۲۰۲۵ به ۲۰۵ مشکل در این سیستم تنها در مدت چهار روز اشاره داشت.
روز دوشنبه، استارز اند استرایپس، روزنامه نظامی وابسته به پنتاگون، گزارش داد یک ملوان برای دریافت مداوا پس از آتش سوزی از ناو فورد منتقل شده است. وضعیت وی پایدار گزارش شده است.
تحقیق درباره علت آتش سوزی همچنان در جریان است، اما نیروی دریایی آمریکا اعلام کرده که این حادثه مرتبط با درگیری نبوده است.
ناو فورد حدود ۱۰ ماه است که در دریا به سر می برد؛ ابتدا از اکتبر از دریای مدیترانه به دریای کارائیب فرستاده شد تا بخشی از ناوگانی باشد که دونالد ترامپ حول ونزوئلا جمع کرده بود.
پس از ربایش غیرقانونی نیکلاس مادورو، رهبر پیشین ونزوئلا، در ژانویه توسط نیروهای ویژه آمریکا، این ناو به غرب آسیا فرستاده شد تا تنش ها با ایران افزایش یابد.
به خدمه گفته شده است که احتمالا تا ماه مه در منطقه باقی خواهند ماند، به این معنا که حدود یک سال را در دریا سپری می کنند، که دو برابر طول یک مأموریت عادی ناو هواپیمابر است.
دریادار جان اف. کربی، سخنگوی پیشین پنتاگون، گفت: «کشتی ها هم خسته می شوند و در طول مأموریت های طولانی آسیب می بینند. شما نمی توانید یک کشتی را این قدر طولانی و سخت به کار بگیرید و انتظار داشته باشید که او و خدمه اش در اوج ظرفیت عمل کنند.»
فرماندهی مرکزی نیروی دریایی آمریکا در بیانیه ای ادعا کرد: «در ۱۲ مارس، یواساس جرالد آر فورد (CVN ۷۸) دچار آتش سوزی شد که از محوطه اصلی رختشویخانه کشتی شروع شد. علت آتش سوزی مرتبط با درگیری نبوده و مهار شده است. به سیستم پیشرانه کشتی آسیبی نرسیده و ناو هواپیمابر همچنان کاملا عملیاتی است. دو ملوان در حال حاضر برای جراحات غیرجانی تحت مداوا هستند و وضعیت آنها پایدار است. اطلاعات تکمیلی در دسترس قرار خواهد گرفت.»
گزارش تلگراف به نقل از منابع یونانی (روزنامه کاتیمرینی) اشاره کرده که سناریوی آتش سوزی عمدی توسط خدمه نیز در حال بررسی است. در این گزارش، کریس پری، دریادار بازنشسته نیروی دریایی بریتانیا، گفته است: «به ویژه در زمان درگیری، به راحتی می توانید ۲۰ سال زندان برای این کار بگیرید.»
همچنین در این گزارش به مشکلات طولانی مدت سرویس های بهداشتی ناو فورد اشاره شده که از مارس ۲۰۲۵ ثبت شده بودند و به گفته منابع، بخشی از آنها به دلیل تخلیه اشیای نامناسب مانند تی شرت توسط خدمه بوده است.
نشانه های افول یک قدرت «هژمون»
برای پاسخ به این پرسش که آیا این رویداد نشانه افول قدرت نظامی آمریکا است یا خیر، باید دو سطح را از هم تفکیک کرد: سطح نمادین و سطح ساختاری-عملیاتی.
سطح نمادین: شکست روایت «حضور بی نقص»
از منظر نمادین، خروج ناو فورد از منطقه جنگی در چنین شرایطی، ضربه ای به «روایت قدرت مطلق و آمادگی همیشگی» آمریکا محسوب می شود.
شکست تصویر «ابرنیروی شکست ناپذیر»: ناو هواپیمابر در راهبرد نظامی آمریکا چیزی فراتر از یک ابزار جنگی است. این ناوها «نماد حاکمیت و فرافکنی قدرت» هستند. حضور آن ها در یک منطقه، پیام سیاسی «این جا خط قرمز ماست» را ارسال می کند. خروج اضطراری این نماد قدرت در میانه بحران، فارغ از علت فنی، این پیام را تضعیف می کند.
تأثیر در فضای روایت پردازی: این رویداد دست کم دو روایت رقیب را تقویت کرده است:
روایت ایران: ایران از این حادثه برای تثبیت روایت «فرار خدمه از میدان جنگ» استفاده کرد و آن را نشانه «پوچی قدرت آمریکا» و «تحقیر» بزرگ ترین ناو این کشور دانست.
روایت رسانه های غربی: حتی رسانه های نزدیک به غرب مانند تلگراف نیز به طور جدی به سناریوی «خرابکاری توسط خدمه خسته» پرداختند که خود نشان دهنده روایتی از «فروپاشی انضباط و روحیه» در قلب بزرگ ترین دارایی نظامی آمریکا در منطقه است.
در سطح نمادین، آنچه آسیب دیده، «هیمنه» و «بازدارندگی مبتنی بر نمایش قدرت» است. زمانی که بزرگ ترین ناو شما نه در اثر شلیک موشک، که به دلیل نقص در رختشویخانه از مدار خارج می شود، این روایت که «آمریکا همواره در اوج آمادگی است» به چالش کشیده می شود.
سطح ساختاری-عملیاتی: افول یا «شکنندگی در اوج قدرت»؟
پاسخ به این پرسش که آیا این حادثه نشانه «افول» است، بستگی به تعریف ما از افول دارد.
الف) استدلال موافقان نظریه افول:
کارشناسانی مانند سال مرکولیانو (استاد آکادمی بازرگانی دریایی آمریکا) به نکات عمیق تری اشاره می کنند:
فرسودگی استراتژیک: ناو فورد به مدت ۱۰ ماه در مأموریت بوده، در حالی که استاندارد معمول ۶ ماه است. این نشان می دهد که نیروی دریایی آمریکا با کمبود ظرفیت عملیاتی مواجه است. به عبارت دیگر، تعداد ناوهای کافی برای پاسخگویی همزمان به بحران های دریای سرخ، دریای کارائیب (ونزوئلا) و تقابل با ایران را ندارد و مجبور است دارایی های خود را فراتر از حد تحمل طراحی شده به کار گیرد.
شکنندگی زنجیره تعمیر و نگهداری: مشکلات توالت ها که از مارس ۲۰۲۵ ثبت شده بود، همراه با آتش سوزی رختشویخانه، نشان دهنده «ضعف در لجستیک و پشتیبانی» است. یک نیروی دریایی جهانی برای حفظ حضور مستمر نیازمند ناوگان کمکی قوی و یاردهای تعمیراتی در مناطق عملیاتی است. در این مورد، ناو مجبور شد برای تعمیر به کرت (یونان) عقب نشینی کند که خود نشان دهنده فاصله پایگاه های تعمیراتی از خط مقدم است.
استدلال مخالفان نظریه افول:
با این حال، تحلیلگران امنیت ملی مانند استیون سیلور (نویسنده گزارش اصلی) و دریادار جان کربی بر این نکات تأکید دارند:
تفاوت میان «حادثه عملیاتی» و «شکست راهبردی»: این آتش سوزی به سیستم های اصلی ناو (پیشرانه هسته ای، سامانه های جنگ الکترونیک و سامانه پرتاب هواپیما) آسیبی نزد. ناو «کاملا عملیاتی» اعلام شده است. از منظر فنی، آمریکا همچنان دارای ۱۱ ناو هواپیمابر هسته ای است که مجموع قدرت آنها از کل ناوگان تمام کشورهای دیگر جهان بیشتر است.
آموزش از طریق شکست: منتقدان استدلال می کنند که این حادثه بیشتر نشان دهنده «اشتباه در مدیریت نیروی انسانی و برنامه ریزی مأموریت ها» است تا افول فناورانه یا صنعتی. یعنی مشکل از «چگونه استفاده کردن» از قدرت است، نه «نداشتن» قدرت.
با این حال، باید توجه داشت که این استدلال مخالفان «افول»، مبتنی بر پذیرش اعلان ها و بیانیه های رسمی پنتاگون و نهادهای دولتی آمریکا درباره میزان خسارت این ناوهاست، نهادهایی که همین الان هم سوابق بسیار بد و مکرری در کتمان و انکار تلفات جنگی نیروهای تروریست آمریکا و انهدام دارایی ها ومنافع راهبردی آن در منطقه و در سرزمین های اشغالی در طول بیش از سه هفته جنگ داشته و دارند. به هر حال ما با دولتی مواجه هستیم که رییس آن به صورت منظم، سیستماتیک و بی شرمانه درباره همه چیز دروغ می گوید.
جمع بندی
این رویداد نشان دهنده «شکنندگی عملیاتی» و «افول کارایی» در اوج تنش است. حادثه مذکور سه واقعیت را آشکار ساخت:
ظرفیت عملیاتی مازاد وجود ندارد: آمریکا برای مدیریت دو جبهه (ونزوئلا و ایران) مجبور به تمدید مأموریت ها فراتر از حد مجاز شده که هزینه آن کاهش آمادگی و افزایش خطای انسانی است. هیمنه با حضور تضمین نمی شود، با «آمادگی دائمی» تضمین می شود: خروج ناو فورد در حساس ترین لحظات، یک «پیروزی اطلاعاتی-روان شناختی» برای ایران ایجاد کرد، حتی اگر ایران شلیک کننده موشک نبوده باشد. آسیب پذیرترین نقطه، تجهیزات پیشرفته نیست، بلکه «خطوط پشتیبانی و روحیه خدمه» است: فرسودگی ۱۰ ماهه و مشکلات رختشویخانه و توالت ها نشان داد که یک نیروی نظامی مدرن، بیش از آنکه با موشک های دشمن آسیب پذیر باشد، با «فرسودگی لجستیک و نیروی انسانی» آسیب پذیر است.
در نهایت، این رویداد نمادی از گذار از «هژمونی بی چالش» به «حضور پرهزینه و شکننده» برای قدرت آمریکا در منطقه است. آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را دارد، اما حادثه فورد نشان داد که این قدرت برای مدیریت همزمان چند بحران و حفظ حضور بی وقفه در نزدیکی سواحل ایران، به مرز فشار حداکثری خود رسیده است.
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «نماد سیطره ی آمریکا بر دریاها چگونه از چرخه خارج شد#@! گذار از «هژمونی بی چالش» به «حضور پرهزینه و شکننده»» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.