تاریخ ایران شناسی به همراه فراز و فرودهای آن / ایران شناسی وارث شرق شناسی است



رییس فرهنگستان علوم گفت: ایران شناسی وارث شرق شناسی است و البته مزایایی نسبت به آن دارد و از جمله این مزایا مقدم قرار گرفتن علم و فهم توأم با علاقه و تعلق خاطر به تاریخ و فرهنگ ایران و بخصوص به وضع کنونی در ایران شناسی است.

به گزارش ایسنا، رضا داوری اردکانی امروز در کنفرانس دو سالانه بین المللی مطالعات ایران معاصر که در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار شد، ضمن بیان اینکه در همه عمر دانشگاهی اش به شرق شناسی و ایران شناسی علاقه و توجه داشته است، با پاسخ به این سوال که شرق شناسی چیست و ایران شناس کیست، گفت: «ایرانشناس نیستم؛ زیرا ایران شناسی کار ایرانیان نیست و نکته ای که باید روشن شود، همین است که چرا و از کجا می گویم که ایران شناسی کار ایرانیان نیست و مگر نه اینکه ایرانیان بسیاری بوده اند و هستند که ایران را می شناخته اند و می شناسند، اما کسی آن ها را ایران شناس نخوانده است.»

وی با اشاره به اینکه ایران شناسی وارث شرق شناسی است، افزود: «از جمله مزایای اینکه ایران شناسی وارث شرق شناسی است، مقدم قرار گرفتن علم و فهم توأم با علاقه و تعلق خاطر به تاریخ و فرهنگ ایران و بخصوص به وضع کنونی در ایران شناسی است. ایرانشناسان غالبا ایران را دوست می داشتند و دوست می دارند. همچنین مفهوم ایران شناسی عمر طولانی ندارد و وقتی پدید آمد که عمر شرق شناسی به پایان رسیده بود و در کنار هندشناسی و چین شناسی و مصر شناسی و اسلام شناسی و … جانشین شرق شناسی شد».

رییس فرهنگستان علوم ادامه داد: «علاوه بر این، من به یاد دارم وقتی دولت فرانسه به کانال سوئز حمله کرد، «لویی ماسینیون» به نشانه اعتراض از سمت دانشگاهی خود استعفا داد و لازم به ذکر است که هانری کربن ایران را وطن دوم خود می دانست و با شوق و شوری در فلسفه دوره اسلامی و بخصوص در آثار سهروردی و میرداماد و ملاصدرا تحقیق می کرد که در ذهن و فکر او جایی دیگر برای سوداهای دیگر نمی ماند. همچنین «هانری کربن» که در ترویج اصطلاح ایران شناسی مؤثر بود و ایران شناسی را بر اصول شرق شناسی مبتنی نمی دانست، چنانکه اوریانتال را بر خلاف شرق شناسان گرامی و عزیز می داشت و می گفت اوریانتال گمشده زمان است و اگر در این زمان کسانی اوریانتال باشند که البته تعدادشان اندک است، بیشتر ساکن غرب هستند. «کربن» درس ایران شناسی را از «ماسینیون» آموخته بود، ولی «ماسینیون» بیشتر اسلام شناس و «کربن» ایران شناس بود.»

داوری اردکانی در تعریف ایران شناسی بیان کرد: «شاید ایران شناسی نتواند رشته پیوند خویشاوندی با شرق شناسی را قطع کند، اما چون دوران شرق شناسی به سر آمده است، ایران شناسی نمی تواند ادامه آن با نامی دیگر باشد. پس از جنگ جهانی دوم و با ظهور نهضت های استقلال طلب که عمرشان کوتاه بود، شرق شناسی دچار بحران شد، اما شرق شناسان تا اوایل دهه هفتاد قرن بیستم به صراحت از این بحران حرفی نزدند تا اینکه آخرین کنگره شرق شناسان که در سال ۱۹۷۳ در پاریس تشکیل شد و نام آن را کنگره مطالبات آسیایی- آفریقایی نهادند و با این تغییر نام پایان شرق شناسی را اعلام کردند».

وی افزود: «بنابراین، اندکی پیش از آن بعضی روشنفکران که آسیایی اما مقیم اروپا بودند، شرق شناسی را از مواضع متفاوت مارکسیست و مسلمان نقد کردند و در سال ۱۹۷۸ کتاب شرق شناسی «ادوارد سعید» منتشر شد که یکی از مهمترین حوادث در تاریخ شرق شناسی بود؛ انتشار این کتاب بحث های بسیار برانگیخت. بحث هایی که در آن سوء تفاهم کم نبود و خوبست که این سوءتفاهم ها مورد بحث قرار گیرد.»

رییس فرهنگستان علوم در خصوص قوام شرق شناسی مطرح کرد: «شرق شناسی ترکیبی عجیب از قدرت و هژمونی و دانش است که در همه جا جلوه یکسان ندارد. در آثار شرق شناسان شأن علمی آن آشکارتر بود، اما در ادبیات و فلسفه اروپا (مثلا در آثار کیپلینگ یا مونتسکیو) جلوه سیاسیش بیشتر آشکار شد.

وی اظهار کرد: «شرق شناسی در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم بیشتر مظهر اراده اروپا به دانستن بود و شرق شناسان بیشتر به زبان های شرقی توجه داشتند، اما کم کم بر این اصل اساسی مبتنی شد که تفاوت شرق با غرب را بیابد و در این تفاوت جویی آنچه را که در شرق مهم یافت، پیش درآمد ظهور غرب جدید دانست و باقی مانده را دیگری ناتوان و درمانده غرب خواند. اروپا تصویر شرق را بر اساس این تفاوت ساخت. با تحولاتی که پس از جنگ جهانی در اندیشه و سیاست اروپا پدید آمد، طبیعی بود که دوران این تلقی به سر آید و کار شرق شناسی هم به پایان برسد. »

وی ادامه داد: «از این سخنان ممکن است استنباط شود که شرق شناسی ساخته و پرداخته سیاست و تابع تصمیم های سیاستمداران برای رسیدن به مقاصد سیاسی است. با این تلقی قدرت عظیم شرق شناسی نادیده گرفته می شود و وقتی «ویکتور هوگو» می گفت که سابقا همه اومانیست بودند، اکنون شرق شناسند. شاید این را هم می دید که شرق شناسی ناپلئون بناپارت را به مصر برده است؛ نه اینکه سیاست سفارش کرده باشد که شرق شناسان در باب مصر یا هر منطقه دیگر در آسیا مطالعه و پژوهش کنند.»

داوری اردکانی با اشاره به اینکه شرق شناسی یک شأن بزرگ فرهنگی-سیاسی اروپا در قرن نوزدهم بود، اما اکنون دیگر چنین شأن و نظمی وجود ندارد، بیان کرد: «توقع نداریم که ناروایی ها و نارسایی ها و نواقص نادیده گرفته شود، اما درست نیست که آن ها را به ذات ایران و اقوام ایرانی نسبت دهند. ما باید گذشته و تاریخ خود را با نگاهی که اکنونمان را هم روشن می کند، ببینیم. ایران شناسان هم گرچه هنوز اسوه های بزرگی در میان شرق شناسان و ایران شناسان می توانند داشته باشند، اگر به بزرگانی از غرب چون «گوته» و «امرسون» نگاه کنند و به تاریخ معاصر ایران و مخصوصا به شعر فارسی بپردازند و با شاعران ایران دمخور و مأنوس شوند، چه بسا که آزردگی خاطر ایرانیان از بعضی گفته ها و نسبت های شرق شناسان قرون هفدهم و هجدهم و نوزدهم اندکی کاهش می یابد.»

وی ادامه داد: «گذشته ایران آن چنان که «بوسوئه» و «منتسکیو» و بعضی دیپلمات ها و سفرنامه نویسان نوشته اند، یکسره زشتی نبوده است. در زمانه زشت و پلید و در میان مردمی سست عنصر و بی خرد فردوسی و ابن سینا و سعدی به وجود نمی آیند و صاحب نظران و متفکرانی پیدا نمی شدند که فلسفه یونانی و حکمت اقوام دیگر را بیاموزند و بنایی نو در فلسفه بگذارند. این قوم و کشوری که در طی تاریخ چند هزار ساله اش همواره با کشورها و اقوام دیگر در ارتباط و داد و ستد بوده است، در ذات خود ناتوان و سست عنصر نیست».

رییس فرهنگستان علوم تصریح کرد: «تاریخ ما فراز و فرود داشته است. این تاریخ، تاریخ پیروزی ها و شکست ها و دوران های رونق و رکود در حکمت و دانش و فرهنگ و سیاست بوده است. من اصل را بر این نمی گذارم که ایران یکسره خوبی و زیبایی و دانایی است، بلکه می گویم به کشور و مردمی که حکمت چند هزار ساله و زبان و شعری دارند که بزرگترین شاعران اروپا را به وجد آورده و به تحسین واداشته است و هم اکنون نیز در سراسر روی زمین دوستدارانی دارد با نظری که لایق آن است، بنگرند.

داوری اردکانی یادآور شد: «من در این اواخر برای اینکه نه نارسایی ها و ضعف ها و نقص های موجود را منکر شوم و نه آن را به روح ایرانی نسبت دهم، به وضع توسعه نیافتگی و اقتضاهای آن توجه کرده ام. ایران شناس ها هم اگر به این امر توجه کنند، خدمتی بزرگ به فهم و درک رابطه میان شرق و غرب و جهان های توسعه نیافته و توسعه یافته می کنند.»

انتهای پیام
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «تاریخ ایران شناسی به همراه فراز و فرودهای آن#@!ایران شناسی وارث شرق شناسی است» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.