مناجات بزرگی که یکی از ارمغان های آل محمد (ص) است



به گزارش خبرنگار مهر، بیشتر مردم قدر نعمت مناجات را نمی دانند. مناجات شامل معارف بالایی است که بجز اهلش که همان اولیای خدا هستند و از طریق کشف و شهود به آن رسیده اند، کسی از آن آگاهی ندارد. و رسیدن به این معارف از راه مکاشفه از بهترین نعمت های آخرت است که قابل مقایسه با هیچکدام از نعمت های دنیا نیست. امام صادق (ع) در این فرمایش، ارزش این نعمت را این گونه بیان می کنند «اگر مردم برتری شناخت خدا بر سایر نعمت ها را می دانستند، به زیبایی های زندگی دنیا که در اختیار دشمنان ما گذاشته شده، چشم نمی دوختند؛ در نعمت شناخت خدا قرار گرفته و مانند لذت کسی که همیشه در بهترین جاهای بهشت با دوستان خدا بسر می برد، از آن لذت می بردند».

مناجات شعبانیه نیز یکی از آن نعمات الهی بوده که بسیار معروف است و اهلش بخاطر آن با ماه شعبان مأنوس شده و به همین جهت منتظر و مشتاق این ماه هستند.

در باب جایگاه مناجات شعبانیه سخنان بسیاری بیان شده است. آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی صاحب کتاب المراقبات در باب مناجات شعبانیه مطالبی بیان کرده است که در ادامه می خوانید:

این مناجات شامل مطالب اساسی در مورد چگونگی معامله بندگان با خدای بزرگ بوده و آداب خواستن، دعا و طلب آمرزش از او را، آنگونه که شایسته است، بیان می کند و استدلال های جالب توجهی جهت امیدوار شدن به درگاه خدا که با مناجات با او مناسب است در بر دارد. و به روشنی، ملاقات، نزدیکی و دیدن خدا را معنی می کند و به این ترتیب شبهه های سالک، شک های منکر و وحشت اهل شک را برطرف می کند. و نیز اشاره ای به شناخت نفس و اینکه شناخت آن باعث شناخت پروردگار است دارد بنابر تفسیر بعضی از فرازهای آن توسط یکی از بزرگان اهل معرفت.

تمام کلام اینکه این مناجات، از اعمال مهم این ماه است؛ و نه تنها ماه، که سالک نباید بعضی از فرازهای آن را در طول سال ترک کند و در قنوت ها و سایر حال های عالی خود، خیلی با آن مناجات نماید و وقتی که می گوید: و اءنر اءبصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک، حتی تخرق اءبصار القلوب حجب النور، فتصل الی معدن العظمه، و تصیر اءرواحنا معلقه بعز قدسک؛ و دیدگان قلب های ما را با نور نگاه آن به حضرتت روشن بفرما تا آنگاه که چشم های دل پرده ها و مانع های نوری را پاره کرده و به معدن بزرگی برسد و روح های ما به عزت پاکیت وصل شود. از گفته خود غافل نباشد. و تأمل کند، آیا قلب او چشم دیدن نور را دارد؟ پرده های نوری چیست؟ و معدن بزرگی که در پوشش پرده های نوری می باشد، کدام است؟ تا بداند چه می گوید و از پروردگارش چه می خواهد. چون کسی که نمی داند از خدا چه می خواهد نمی توان گفت: فلان چیز را خواسته؛ بلکه باید گفت الفاظی را به زبان آورده است. خداوند در قرآن می فرماید: «ای کسی که وقتی او را بخوانند، به داد بیچاره رسیده و گرفتاری او را برطرف می کند.» و می فرماید: «بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را» نیز می فرماید: «از فضل خدا بخواهید، زیرا خدا با شما مهربان است.» و نمی فرماید: الفاظ را بزبان آورید.

بهر حال این مناجات بزرگی است و یکی از ارمغان های آل محمد (ص) می باشد که بزرگی آن را کسی که قلب سالم و گوش شنوایی داشته باشد، درک می کند. و اهل غفلت از درک فواید و نورهای آن بی بهره اند.

لازم به است از شاخصه های مهم مناجات شعبانیه ذکر صلوات بر محمد و آلمحمد پیش از دعا، درخواست از خداوند برای شنیدن و توجه به دعا، گریز از غیر خدا و پناه به خدا، تضرع، زاری و اظهار نیاز به پیشگاه پروردگار و امید به لطف الهی است.

برخی در شرح این دعا و اینکه چرا این مناجات با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشده و با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله آغاز شده سه پیام را عنوان می کنند که قابل توجه است.

نخست اینکه تذکر به این دارد که هیچ گاه ولی نعمت جهان هستی را از یاد نبریم؛ چرا که تمام خیر در عالم هستی به یمن وجود آنها بوده است؛ چنانچه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «ان ذکر الخیر کنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و مأویه و منتهاه؛ هرجا که نامی از خیر ونیکویی باشد، شما اول خیر و ریشه آن و فرع آن و معدن آن و مبدأ و منتهای آن می باشید. مناجات شعبانیه نیز یکی از خیرات بزرگ جهان هستی است که به برکت این خاندان پاک به دست ما رسیده است.

متن مناجات شعبانیه به شرح ذیل است:

به گفته ابن خالویه این مناجات را حضرت امیر المؤمنین علیه السلام و امامان پس از او در ماه شعبان می خواندند.

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و اسمع دعائی إذا دعوتک و اسمع ندائی إذا نادیتک و أقبل علی إذا ناجیتک فقد هربت إلیک و وقفت بین یدیک مستکینا لک متضرعا إلیک راجیا لما لدیک ثوابی و تعلم ما فی نفسی و تخبر حاجتی و تعرف ضمیری و لا یخفی علیک أمر منقلبی و مثوای و ما أرید أن أبدئ به من منطقی و أتفوه به من طلبتی و أرجوه لعاقبتی و قد جرت مقادیرک علی یا سیدی فیما یکون منی إلی آخر عمری من سریرتی و علانیتی و بیدک لا بید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضری إلهی إن حرمتنی فمن ذا الذی یرزقنی و إن خذلتنی فمن ذا الذی ینصرنی.»

خدایا! بر محمد و خاندان محمد درود فرست، و شنوای دعایم باش آنگاه که می خوانمت، و صدایم را بشنو گاهی که صدایت می کنم، و به من توجه کن هنگامی که با تو مناجات می نمایم، همانا به سوی تو گریختم، و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم، پاداشی را که نزد توست امیدوارم، آنچه را که در درون دارم می دانی، بر حاجتم خبر داری، نهانم را می شناسی، کار بازگشت به آخرت و خانه ابدی ام بر تو پوشیده نیست، و آنچه که می خواهم به زبان آرم، و خواهش خویش را بازگو کنم و هم آنچه را که برای عاقبتم امید دارم، بر تو پنهان نیست، همانا آنچه تقدیر نموده ای بر من ای آقای من در آنچه که تا پایان عمر بر من فرود می آید از نهان و آشکارم جاری شده است، و تنها به دست توست نه به دست غیر تو فزونی و کاستی ام و سود و زیانم، خدایا! اگر محرومم کنی پس کیست آن که به من روزی دهد؟ و اگر خوارم سازی پس کیست آن که به من یاری رساند.

«إلهی أعوذ بک من غضبک و حلول سخطک إلهی إن کنت غیر مستأهل لرحمتک فأنت أهل أن تجود علی بفضل سعتک إلهی کأنی بنفسی واقفه بین یدیک و قد أظلها حسن توکلی علیک فقلت [ففعلت ] ما أنت أهله و تغمدتنی بعفوک إلهی إن عفوت فمن أولی منک بذلک و إن کان قد دنا أجلی و لم یدننی [یدن ] منک عملی فقد جعلت الإقرار بالذنب إلیک وسیلتی إلهی قد جرت علی نفسی فی النظر لها فلها الویل إن لم تغفر لها إلهی لم یزل برک علی أیام حیاتی فلا تقطع برک عنی فی مماتی إلهی کیف آیس من حسن نظرک لی بعد مماتی و أنت لم تولنی [تولنی ] إلا الجمیل فی حیاتی.»

خدایا! به تو پناه می آورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت. خدایا! اگر شایسته رحمت نیستم، تو سزاواری که بر من با فراوانی فضلت بخشش نمایی، خدایا! گویی من با همه هستی ام در برابرت ایستاده ام، درحالی که حسن اعتمادم بر تو، بر وجودم سایه افکنده است، و آنچه را تو شایسته آنی بر من جاری کردهای و مرا با عفوت پوشانده ای، خدایا! اگر گذشت کنی، چه کسی از تو سزاوارتر به آن است؟ و اگر مرگم نزدیک شده باشد و عملم مرا به تو نزدیک نکرده، اعترافم را به گناه وسیله خویش به بارگاهت قرار دادم. خدایا بر نفسم در فرمانبری از آن گناه بار کردم، پس وای بر او اگر او را یامرزی، خدایا نیکی ات بر من در روزهای زندگی ام پیوسته بود، پس نیکی خویش را در هنگام مرگم از من قطع مکن. خدایا چگونه از حسن توجهت پس از مرگم ناامید شوم؟، درحالی که در طول زندگی ام مرا جز به نیکی سرپرستی نکردی.

«إلهی تول من أمری ما أنت أهله و عد علی بفضلک علی مذنب قد غمره جهله إلهی قد سترت علی ذنوبا فی الدنیا و أنا أحوج إلی سترها علی منک فی الأخری [إلهی قد أحسنت إلی] إذ لم تظهرها لأحد من عبادک الصالحین فلا تفضحنی یوم القیامه علی رءوس الأشهاد إلهی جودک بسط أملی و عفوک أفضل من عملی إلهی فسرنی بلقائک یوم تقضی فیه بین عبادک إلهی اعتذاری إلیک اعتذار من لم یستغن عن قبول عذره فاقبل عذری یا أکرم من اعتذر إلیه المسیئون.»

خدا کارم را چنان که سزاوار آنی بر عهدهگیر، خدایا به سوی من با فضلت بازگرد، به سوی گناهکاری که جهلش سراپایش را پوشانده، خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی، که بر پوشاندن آن در آخرت محتاج ترم، گناهم را در دنیا برای هیچیک از بندگان شایسته ات آشکار نکردی، پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن، خدایا جود تو آرزویم را گسترده ساخت، و عفو تو از عمل من برتری گرفت. بار خدایا، روزی که در آن میان بندگانت حکم می کنی، مرا به دیدارت خوشحال کن. خدایا عذرخواهی من از پیشگاهت عذرخواهی کسی است که از پذیرفتن عذرش بی نیاز نگشته، پس عذرم را بپذیر ای کریم ترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند.

«إلهی لا ترد حاجتی و لا تخیب طمعی و لا تقطع منک رجائی و أملی إلهی لو أردت هوانی لم تهدنی و لو أردت فضیحتی لم تعافنی إلهی ما أظنک تردنی فی حاجه قد أفنیت عمری فی طلبها منک إلهی فلک الحمد أبدا أبدا دائما سرمدا یزید و لا یبید کما تحب و ترضی إلهی إن أخذتنی بجرمی أخذتک بعفوک و إن أخذتنی بذنوبی أخذتک بمغفرتک و إن أدخلتنی النار أعلمت أهلها أنی أحبک إلهی إن کان صغر فی جنب طاعتک عملی فقد کبر فی جنب رجائک أملی إلهی کیف أنقلب من عندک بالخیبه محروما و قد کان حسن ظنی بجودک أن تقلبنی بالنجاه مرحوما إلهی و قد أفنیت عمری فی شره السهو عنک و أبلیت شبابی فی سکره التباعد منک إلهی فلم أستیقظ أیام اغتراری بک و رکونی إلی سبیل سخطک.»

خدایا، حاجتم را برمگردان، و طمعم را قرین نومیدی مساز، و امید و آرزویم را از خود مبر. خدایا، اگر خواری ام را می خواستی، هدایتم نمی نمودی، و اگر رسوایی ام را خواسته بودی عافیتم نمی بخشیدی، خدایا، این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در طلبش سپری کرده ام، از درگاهت بازگردانی. خدایا تو را سپاس، سپاسی ابدی و جاودانه، همیشگی و بی پایان، سپاسی که افزون شود و نابود نگردد، آنگونه که پسندی و خشنود گردی، خدایا اگر مرا بر جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت بگیرم، و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم، و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم. خدایا اگر عملم در برابر طاعتت کوچک بوده، همانا از سر امید به تو آرزویم بزرگ است. خدایا چگونه از بارگاهت با نومیدی و محرومیت بازگردم، درحالی که خوشگمانی ام به بخشش وجودت این بوده که مرا نجات یافته و بخشیده باز می گردانی، خدایا عمرم را در آزمندی غفلت از تو نابود ساختم، و جوانی ام را در مستی دوری از تو پیر نمودم. خدایا در روزگار غرور نسبت به تو، بیدار نشدم و گاه تمایلم به سوی خشم تو آگاه نگشتم.

«إلهی و أنا عبدک و ابن عبدک قائم بین یدیک متوسل بکرمک إلیک إلهی أنا عبد أتنصل إلیک مما کنت أواجهک به من قله استحیائی من نظرک و أطلب العفو منک إذ العفو نعت لکرمک إلهی لم یکن لی حول فأنتقل به عن معصیتک إلا فی وقت أیقظتنی لمحبتک و کما أردت أن أکون کنت فشکرتک بإدخالی فی کرمک و لتطهیر قلبی من أوساخ الغفله عنک إلهی انظر إلی نظر من نادیته فأجابک و استعملته بمعونتک فأطاعک یا قریبا لا یبعد عن المغتر به و یا جوادا لا یبخل عمن رجا ثوابه إلهی هب لی قلبا یدنیه منک شوقه و لسانا یرفع إلیک صدقه و نظرا یقربه منک حقه إلهی إن من تعرف بک غیر مجهول و من لاذ بک غیر مخذول و من أقبلت علیه غیر مملوک [مملول].»

خدایا و من بنده تو و فرزند بنده توأم، در برابرت ایستاده ام، به کرمت به حضرت تو متوسلم. خدایا، بنه ای هستم، که به درگاهت از آنچه که با آن با تو روبرو بوده ام از کمی حیایم از مراقبتت نسبت به من بیزاری می جویم و از تو درخواست گذشت می کنم، زیرا گذشت صفتی درخور کرم توست. خدایا برایم نیرویی نیست که خود را بوسیله آن از عرصه نافرمانی ات بیرون برم، مگر آنگاه که به محبتت بیدارم سازی، و آنچنان که خواستی باشم، پس تو را شکر گذارم، برای اینکه در آستان کرمت واردم کردی، و هم اینکه دلم را از آلایه های غفلت از حضرتت پاک نمودی. خدایا بر من نظر کن، نظر به کسی که صدایش کردی و تو را اجابت کرد، و به یاری ات به کارش گماشتی و او از تو اطاعت کرد، ای نزدیکی که از فریفتگان دور نمی شود، و ای سخاوتمندی که از امید بستگان به پاداشش دریغ نمی ورزد. خدایا، قلبی به من عنایت کن، که اشتیاقش او را به تو نزدیک کند، و زبانی که صدقش به جانب تو بالا برده شود؛ و نگاهی که حق بودن او را به تو نزدیک نماید، خدایا، کسی که به تو شناخته شد، ناشناخته نیست، و آن که به تو پناهنده شد خوار نیست، و هرکه را تو به او روی آوری برده نیست.

«إلهی إن من انتهج بک لمستنیر و إن من اعتصم بک لمستجیر و قد لذت بک یا إلهی فلا تخیب ظنی من رحمتک و لا تحجبنی عن رأفتک إلهی أقمنی فی أهل ولایتک مقام من رجا الزیاده من محبتک إلهی و ألهمنی ولها بذکرک إلی ذکرک و همتی فی روح نجاح أسمائک و محل قدسک إلهی بک علیک إلا ألحقتنی بمحل أهل طاعتک و المثوی الصالح من مرضاتک فإنی لا أقدر لنفسی دفعا و لا أملک لها نفعا إلهی أنا عبدک الضعیف المذنب و مملوکک المنیب [المعیب] فلا تجعلنی ممن صرفت عنه وجهک و حجبه سهوه عن عفوک إلهی هب لی کمال الانقطاع إلیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلی معدن العظمه و تصیر أرواحنا معلقه بعز قدسک إلهی و اجعلنی ممن نادیته فأجابک و لاحظته فصعق لجلالک فناجیته سرا و عمل لک جهرا.»

خدایا، آن که به تو راه جوید راهش روشن است، و آن که به تو پناه جوید در پناه توست، و من به تو پناه آوردم ای خدای من، پس گمانم را از رحمتت ناامید مساز، و از مهربانی ات محرومم مکن، خدایا، در میان هل ولایتت برنشانم، نشاندن آن که به افزون شدن محبتت امید بسته، خدایا، شیفتگی به ذکرت را پیوسته به من الهام فرما، و همتم را در نسیم کامیابی نام هایت و جایگاه قدرست قرار ده. خدایا به حق خودت بر خودت، مرا به جایگاه اهل طاعتت، و جایگاه شایسته بر ساخته از خشنودی ات برسان، زیراکه من نه بر دفعی از خود قدرت دارم، و نه بر نفع خویش مالک هستم.

خدایا، من بنده ناتوان گنهکار توأم، و مملوک توبه کننده به پیشگاهت، مرا از کسانی که رؤیت را از آنان برگرداندی قرار مده، و نه از کسانی که غفلتشان از بخششت محرومشان نموده. خدای کمال جدایی از مخلوقات را، برای رسین کامل به خودت به من ارزانی کن، و دیدگان دل هایمان را به پرتو نگاه به سوی خویش روشن کن، تا دیدگان دل پرده های نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد، و جان هایمان آویخته به شگوه قدست گردد، خدایا مرا از کسانی قرار ده که آوازشان دادی، پس پاسخت دادند، به آن ها توجه فرمودی، پس در برابر بزرگی ات مدهوش شدند، و با آنان راز پنهان گفتی و آنان آشکارا برای تو کار کردند.

«إلهی لم أسلط علی حسن ظنی قنوط الإیاس و لا انقطع رجائی من جمیل کرمک إلهی إن کانت الخطایا قد أسقطتنی لدیک فاصفح عنی بحسن توکلی علیک إلهی إن حطتنی الذنوب من مکارم لطفک فقد نبهنی الیقین إلی کرم عطفک إلهی إن أنامتنی الغفله عن الاستعداد للقائک فقد نبهتنی المعرفه بکرم آلائک إلهی إن دعانی إلی النار عظیم عقابک فقد دعانی إلی الجنه جزیل ثوابک إلهی فلک أسأل و إلیک أبتهل و أرغب و أسألک أن تصلی علی محمد و آل محمد و أن تجعلنی ممن یدیم ذکرک و لا ینقض عهدک و لا یغفل عن شکرک و لا یستخف بأمرک إلهی و ألحقنی بنور عزک الأبهج فأکون لک عارفا و عن سواک منحرفا و منک خائفا مراقبا یا ذا الجلال و الإکرام و صلی الله علی محمد رسوله و آله الطاهرین و سلم تسلیما کثیرا.»

خدایا بر خوش بینی ام ناامیدی و یأس را چیره نسازم، و امیدم از زیبایی کرمت نبرد. خدایا گر خطاهایم مرا از نظرت انداخته، به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشم پوشی کن. خدایا، اگر گناهان از جایگاه مکارم لطفت مرا پایین آورده، اما یقین به کرم عنایتت هشیارم نموده. خدایا اگر غفلت از آماده شدن برای دیدارت به خوابم فرو برده، ولی معرفت به نعمت های کریمانه ات مرا بیدار ساخته است. خدایا اگر بزگی مجازاتت مرا به سوی آتش فرا خوانده، هرآینه ثواب برجسته ات مرا به سوی بهشت خوانده است، خدایا از تو درخواست می کنم، و به پیشگاهت زاری نموده، و رغبت می ورزم، و از تو می خواهم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی، و مرا از کسانی قرار دهی که ذکرت را همواره بر زبان دارند، و پیمانت را نمی شکنند، و از سپاست غافل نمیی شوند، و فرمانت را سبک نمی شمارند، خدایا مرا به نور عزت بسیار زیبایت برسان تا عارف به وجودت گردم، و از غیر تو رویگردان شود، و از تو هراسان و برحذر باشم، ای دارای بزرگی و بزرگواری، و درود خدا و سلام بسیار او بر محمد فرستاده اش، و برخاندان پاکش باد.
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی «مناجات بزرگی که یکی از ارمغان های آل محمد (ص) است» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.