«ستاره های خونین»؛ کتابی برای کوچکترین شهید کربلا



معرفی کتاب عاشورایی؛

به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، عبدالله بن حسین علیه السلام که به علی اصغر معروف است، فرزند امام حسین علیه السلام است.

در روز عاشورا در کربلا علی اصغر شیرخواره بود و از تشنگی بی تاب شده بود. امام حسین (ع) او را به میدان جنگ می برد و او را بر دو دستان خود قرار می دهد و می گوید: «از یاران و فرزندانم، کسی جز این کودک نمانده است. نمی بینید که چگونه از تشنگی بی تاب است؟ اگر مرا رحم نمی کنید، حداقل به این کودک رحم کنید.»

در این حال در بین سپاهیان عمر سعد تشکیک ایجاد شد که ما برای جنگیدن با کودکان نیامده ایم. در این حال عمر سعد به حرمله بن کاهل اسدی دستور داد که با تیر سه شعبه کودک را هدف قرار دهد و در این حین که حسین بن علی(ع) در حال گفت وگو بود، تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید. امام حسین (ع) خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید. طبق نوشته کتب معتبر تاریخی شیعه و اهل سنت، خون گلوی علی اصغر(ع) که توسط امام حسین(ع) به آسمان پاشیده شد، قطره ای بر روی زمین بازنگشت.

هفتمین روز از ماه محرم الحرام با نام کوچکترین شهید کربلا , حضرت علی اصغر(ع) مزین شده و به همین بهانه به معرفی کتاب «ستاره های خونین» می پردازیم.

«ستاره های خونین»

کتاب «ستاره های خونین ۵» توسط محمد حسین رفوگران تدوین و به اهتمام امور فرهنگی مجتمع فاطمیه اصفهان به چاپ رسیده است.

عناوین اصلی کتاب عبارتند از:

سلامی به حضرت علی اصغر , مقدمه: تعداد فرزندان امام حسین , نامگذاری فرزندان امام حسین, تاریخ ولادت حضرت علی اصغر , مادر آن حضرت؛ شهادت حضرت علی اصغر به روایت سید بن طاووس , شهادت حضرت علی اصغر به روایت سبط ابن جوزی, شهادت حضرت علی اصغربه روایت ابی مخنف, شهادت حضرت علی اصغر به روایت ناسخ التواریخ, شهادت حضرت علی اصغر به روایت بحارالأنوار, شهادت حضرت علی اصغر به نقل از فاضل دربندی, جزای قاتل حضرت علی اصغر به روایت منهال بن عمرو, جدا کردن سر مبارک حضرت علی اصغر در روز یازدهم محرم الحرام , اشعار و سرود در میلاد حضرت علی اصغر , اشعار و نوحه ها در شهادت حضرت علی اصغر(ع)

در بخشی از کتاب می خوانیم:

مرحوم علامه مجلسی در بحارالأنوار می نویسد: چون در زمین پر بلای کربلا برای مظلوم آل عبا یاری و هواداری نماند و مرگ همه جوانان را دید و داغ همه برادران را به دل گرفت و باقی نماند برای حضرتش مگر بانوان و مخدرات محترمه؛ حضرت در آن حال ندایی از دل محزون برآورد: «هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله . هل من موحد یخاف الله فینا هل من مغیث یرجو الله فی إغاثتنا؟».

آیا در این صحرا کسی هست که دفع شر از حرم پیغمبر کند؟ آیا موحد و دینداری هست که از خدا بترسد و ما را نترساند؟ و آیا کسی هست که در راه خدا به فریاد آل محمد برسد؟

صدای امام(ع) که در خیمه ها به گوش بانوان رسید، جملگی به گریه و زاری درآمدند «وارتفعت أصوات النساء بالعویل».

صدای صیحه زنان و ضجه ی مخدرات محترمه به آسمان رفت. امام (ع)که چنین دید رو به خیمه آورد: «تقدم إلی باب الخیمه فقال ناولونی علیا ابنی الطفل حتی أودعه».

حضرت تمام بانوان و اطفال را ساکت کرد؛ مگر علی اصغر(ع) را که از تشنگی و گرسنگی آرام نداشت.

امام (ع) فرمود: طفل صغیرم را بیاورید تا با او وداع کنم …

انتهای پیام/
گفتگو با هوش مصنوعی

💬 سلام! می‌خوای درباره‌ی ««ستاره های خونین»؛ کتابی برای کوچکترین شهید کربلا» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.