روایتی از نرگس های سوخته بهبهان در عملیات کربلای ۵
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بهبهان، رزمندگان گردان های فتح و فجر بهبهان که در عملیات های بسیاری نام آوری کردند در ۹ دی ۱۳۶۵ در جاده شهید صفوی با استنشاق شیمیایی به دیدار همرزمان شهیدشان پیوستند.
حاج عبداله نوبرپور از رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس و بازماندگان جاده شهید صفوی در گفت و گو با خبرنگار تسنیم اظهار داشت: ۱۹ دی ۱۳۶۵ از طرف پایگاه بسیج مسجد حضرت ولیعصر به کربلای ۵ اعزام شدیم در مسیر باد و باران شدیدی بود با سپاهیان حضرت محمد رسول الله (ص) به تهران اعزام و در ورزشگاه تجمع کردیم.
وی افزود: پس از آن در تقسیم بندی به دو گردان فتح و فجر منتقل شدیم که بنده و پسر عموی شهیدم در یک گردان با هم بودیم که پس از چند روز اسکان در اندیمشک به قصد عملیات کربلای ۴ سمت آبادان حرکت کردیم که توسط پیک خبر شکست عملیات کربلای ۴ رسید و اعزام ما منتفی شد اما پس از چند روز آماده باش برای حضور در عملیات کربلای ۵ اعلام شد.
رزمنده ۸ سال دفاع مقدس عنوان کرد: شهید نوبرپور روایت جانبازی ام را به فرمانده گردان کرده بود و قرار بر این شده بود بنده را به عملیات نبردند ولی در پشتیبانی از من استفاده کنند. من به عنوان راننده انتخاب شدم و همان موقع حرکت کردیم که در جاده شهید صفوی ما را حوالی ۱۸:۳۰ نگه داشتند و گفتند که استراحت کنید.
وی گفت: ساعت ۷ آسمان آفتابی به ابری تبدیل شد و یک لحظه تعداد زیادی هواپیما بالای سرمان پدیدار شدند و ۴ راکت پرتاب کردند که شهید ناردست بلند اعلام کرد شیمیای زدند.
بازمانده جاده شهید صفوی بیان کرد: یک به یک نفرات زمین می خوردند اما من توانستم فوری ماسک بزنم و فورا مهمات پشت ماشینم را خالی کردم و چن تن را به عقب برگرداندماما پس از آن بیهوش شدم تا زمانی که چشم باز کردم در نقاهتگاه فرودگاه امیدیه ما را اسکان داده بودند و بعد از آن به اهواز منتقل شدیم.
وی ادامه داد: تعدادی که همیشه با هم بودیم از نقاهتگاه فرار کردیم و با اتوبوس ها به قصد رفتن به مقر در اندیمشک به راه افتادیم که لباس هایمان را تحویل و بعد از آن به سمت بهبهان حرکت کردیم که ۴ ماه برای طول درمان در شهر ماندگار شدیم.این ایام که می رسد همه سمت این جاده حرکت می کنند ولی یادی از بازماندگان و شهدای آن نیست که در آن جا سوختند.
انتهای پیام/ن
حاج عبداله نوبرپور از رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس و بازماندگان جاده شهید صفوی در گفت و گو با خبرنگار تسنیم اظهار داشت: ۱۹ دی ۱۳۶۵ از طرف پایگاه بسیج مسجد حضرت ولیعصر به کربلای ۵ اعزام شدیم در مسیر باد و باران شدیدی بود با سپاهیان حضرت محمد رسول الله (ص) به تهران اعزام و در ورزشگاه تجمع کردیم.
وی افزود: پس از آن در تقسیم بندی به دو گردان فتح و فجر منتقل شدیم که بنده و پسر عموی شهیدم در یک گردان با هم بودیم که پس از چند روز اسکان در اندیمشک به قصد عملیات کربلای ۴ سمت آبادان حرکت کردیم که توسط پیک خبر شکست عملیات کربلای ۴ رسید و اعزام ما منتفی شد اما پس از چند روز آماده باش برای حضور در عملیات کربلای ۵ اعلام شد.
رزمنده ۸ سال دفاع مقدس عنوان کرد: شهید نوبرپور روایت جانبازی ام را به فرمانده گردان کرده بود و قرار بر این شده بود بنده را به عملیات نبردند ولی در پشتیبانی از من استفاده کنند. من به عنوان راننده انتخاب شدم و همان موقع حرکت کردیم که در جاده شهید صفوی ما را حوالی ۱۸:۳۰ نگه داشتند و گفتند که استراحت کنید.
وی گفت: ساعت ۷ آسمان آفتابی به ابری تبدیل شد و یک لحظه تعداد زیادی هواپیما بالای سرمان پدیدار شدند و ۴ راکت پرتاب کردند که شهید ناردست بلند اعلام کرد شیمیای زدند.
بازمانده جاده شهید صفوی بیان کرد: یک به یک نفرات زمین می خوردند اما من توانستم فوری ماسک بزنم و فورا مهمات پشت ماشینم را خالی کردم و چن تن را به عقب برگرداندماما پس از آن بیهوش شدم تا زمانی که چشم باز کردم در نقاهتگاه فرودگاه امیدیه ما را اسکان داده بودند و بعد از آن به اهواز منتقل شدیم.
وی ادامه داد: تعدادی که همیشه با هم بودیم از نقاهتگاه فرار کردیم و با اتوبوس ها به قصد رفتن به مقر در اندیمشک به راه افتادیم که لباس هایمان را تحویل و بعد از آن به سمت بهبهان حرکت کردیم که ۴ ماه برای طول درمان در شهر ماندگار شدیم.این ایام که می رسد همه سمت این جاده حرکت می کنند ولی یادی از بازماندگان و شهدای آن نیست که در آن جا سوختند.
انتهای پیام/ن
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “روایتی از نرگس های سوخته بهبهان در عملیات کربلای ۵”? I’m here to guide you.