تا حوالی سال ۱۴۱۵ به نرخ رشد «صفر» می رسیم!
به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا؛ اخیرا یادداشتی از دکتر محمد اسماعیل اکبری «رئیس مرکز تحقیقات سرطان»، «پدر پزشکی جامعه نگر ایران» و «رئیس انجمن آموزش پزشکی کشور» در رسانه ها منتشر شد که در آن به آمارهای وخیم جمعیتی و لزوم رسیدگی و توجه به طرح «جوانی جمعیت و حمایت از خانواده» اشاره شده بود.
در بخشی از این یادداشت آمده:
«در رابطه با طرح جوانی جمعیت، بعید می دانم تا امروز هیچ مصوبه ای در مجلس، حتی مصوبه های سخت اقتصادی تا این حد تحت ذره بینی انواع مختلف تخصص ها، انواع مختلف گروه های سیاسی، گروه های گاهی علمی، گروه های شبه علمی و … که به بهانه های مختلف تشکیل می شوند، قرار گرفته باشد اما نکته ای در میان همه اظهار نظرها مشترک است؛ کسانی که دلسوزان نظام معرفی می شوند و کسانی که بی تفاوتند و خدای ناکرده گاهی عناد هایی دارند، همگی در یک نکته مشترکند و آن اینکه بر اصل مطلب دلسوزی ندارند و همه به دنبال حاشیه ها هستند! حواشی به معنی اینکه اگر گاهی هم حق باشد، »کلمة حق یراد بها باطل" است.
اتفاق های اعجاب آوری در مورد جمعیت در کشور افتاده است! واقعا قابل قبول نیست که آنها را مشاهده کنیم و نسبت به آن بی تفاوت باشیم، چه برای افراد متعبد و مذهبی، چه برای افراد قانونمند و حقوقدان و چه برای کسانی که تخصصی دارند و علمی هستند؛ در زمان حاضر میزان باروری در کل کشو رما به حدود ۱٫۶ فرزند نزول کرده است، این تقریبا حدود ۷۰ درصد میزان موالید مورد نیاز کشو ر است، یعنی حتما جمعیت رو به افول است! رشد جمعیت به ۰٫۶ درصد نزول کرده است و به زودی به صفر می رسد؛ سالمندی در ۲۰ سال آینده دو برابر می شود و باید جوانان و کارکنان پاسخگوی نیازهای بزرگواران سالمند باشند."
بعد از انتشار این مطلب، طی یادداشتی نقدی غیرعلمی و غیرمنصفانه بر صحبت های وی انجام شد؛ در این رابطه می توان به دو محور مختلف پرداخت؛ بخش اول در مورد آمارهایی است که در نقدها به آنها خدشه وارد شده است و بخش دوم در مورد رویکرد و گفتمانی است که متأسفانه باعث می شود حقایق به نقد کشیده شوند.
دکتر صالح قاسمی، نویسنده مجموعه کتاب «جنگ جهانی جمعیت»، پژوهشگر و فعال حوزه جمعیت در پاسخ به نقد غیر علمی به یادداشت مذکور، طی یادداشتی به تبیین، توضیح و اثبات آمارهای ارائه شده و وضعیت حال حاضر جمعیت کشور پرداخت:
نگارنده محترم در نقد خود نوشته اند، نرخ باروری ۱٫۶ فرزند مورد اشاره دکتر اکبری، موثق و مستند نیست! در پاسخ باید عرض کنم که مطلب دکتر اکبری کاملا درست و این نرخ باروری در سال ۱۳۹۸ محقق شده است؛ اگر تاکنون این نرخ کاهش بیشتری پیدا نکرده باشد، مسلما اضافه نشده است!
پس سال ۱۳۹۹ هم نرخ باروری ۱٫۶ را داشته ایم اما این آمار از کجا نقل شده است؟ باید گفت که این آمار دقیقا مستند به آمار سازمان ثبت احوال کشور است؛ لازم به توضیح است که چهار واقعه تاریخی داریم؛ تولد، وفات، ازدواج و طلاق ؛ اعلام آمار این چهار واقعه برعهده سازمان ثبت احوال کشور است و لذا هر سال، آمار آن از سوی این سازمان منتشر می شود و براساس آن نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری محاسبه می شود؛ در واقع این وظیفه ذاتی سازمان ثبت احوال است.
نکته دوم؛ ادعای دیگری که نقاد محترم مطرح و روی آن اصرار کرده این است که حتی اگر نرخ باروری ۱٫۶ باشد، تغییری نسبت به سال های قبل نکرده است! ای کاش نگارنده این مطلب، حوزه دید خود را کمی بازتر می کرد و پژوهش های ملی و بین المللی را در این باره مطالعه می کرد، ما در سال ۱۳۶۵ نرخ باروری حدود ۶٫۵ فرزند را به ازای هر زن داشتیم، این نرخ در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ به ۱٫۶ فرزند سقوط کرده است؛ ضمن اینکه از سال ۱۳۶۵ کاهش نرخ باروری آغاز شد و اینکه در سال ۱۳۷۹ و حوالی ۱۳۸۰ نرخ باروری از ۲٫۱ فرزند پایین تر آمد و به زیر نرخ جانشینی رسید یعنی از بیش از ۶ فرزند به ازای هر زن، به کمتر از ۲ فرزند در طول ۱۵ سال سقوط کرد! این یک سرعت و رکورد در کاهش نرخ باروری است؛ از سال ۱۳۸۰ به این طرف نرخ باروری زیر نرخ جانشینی است یعنی کمتر از ۲٫۱ است.
این نرخ گاهی نوساناتی داشته اما از سال ۱۳۸۰ زیر سطح جانشینی بوده است؛ براساس اعلام سازمان ثبت احوال سال ۱۳۹۸ نرخ باروری جمعیت کشور ۱٫۶ بوده است، سال ۹۹ هم قطعا کمتر از این مقدار است؛ متاسفانه نگارنده محترم به این مورد هم اصلا توجه ندارند که پژوهش هایی در سطح بین المللی داریم که نسبت به تحولات جمعیت احساس خطر کرده اند؛ آقای دکتر نیکولاس ابراشتات از موسسه «امریکن انستیتو اینترپرایز»، «AEI» پروژه ای را بر روی نرخ باروری ۴۹ کشور با جمعیت اکثریت مسلمان انجام داده است.
وی در مورد ایران می گوید: با کمال حیرت ایران در یک بازه زمانی حدودا ۲۰ ساله شاهد کاهش بیش از ۷۰ درصد نرخ باروری بوده است و این میزان کاهش در طول تاریخ بشریت بی سابقه است؛ یا اینکه آقای دکتر «مایکل کوت» از پژوهشگران حوزه اجتماعی در مورد ایران می نویسد، آینده بسیار تاریکی در انتظار ایران است چرا که در نسل آینده خانواده ایرانی به شدت تضعیف شده و جمع کثیری از جوانان سالمند می شوند و جمعیت کافی برای اداره کشور وجود نخواهد داشت و بسیاری از پژوهش های دیگر؛ متاسفانه نگارنده محترم چشمان خود را بر روی این حقایق بسته است و شاید به این موضوعات دسترسی ندارد.
نکته سومی که منتقد محترم مطرح کرده این است که آیا نرخ باروری ۱٫۶ افول جمعیت به حساب می آید یا نه!؟ اینکه هر کشوری نرخ باروری اش کمتر از نرخ جانشینی باشد این حتما به معنی افول جمعیت است و هر چقدر این میزان کمتر از نرخ جانشینی باشد به معنی سرعت این افول است؛ توجه کنید ما در کاهش نرخ باروری در دنیا رکورد زده ایم و حالا با نرخ باروری ۱٫۶ فرزند به ازای هر فرزند در آستانه ورود به تله باروری هستیم، حتما ما نرخ رشد جمعیتی صفر درصدی را تجربه خواهیم کرد؛ با توجه به تأثیر کرونا بر روی جمعیت و مسائل دیگر مثل عدم امنیت روانی تصور این است که روند کاهش نرخ باروری همچنان ادامه پیدا کند؛ این در واقع افول جمعیتی کشور را تسریع خواهد کرد، نمی دانم نگارنده نقد مذکور از زود یا دیر محقق شدن افول جمعیتی چه منظوری داشته است! چون این آمار در تمام دنیا با ادبیات دلسوزانه جامعه شناسی و جمعیت شناسی یعنی زنگ خطر بحران جمعیت.
نکته چهارمی که نگارنده این نقد مطرح کرده این است که رشد جمعیتی ۰٫۶ درصد مستند نیست! اجازه بدهید برای ایشان توضیح دهم همانطور که به وقایع حیاتی اعلام شده از سوی ثبت احوال اشاره شد، بخشی از آن مربوط به موالید و بخشی مربوط به مرگ و میرهاست، البته مهاجرت که تحت نظارت بخش دیگری است و آمارهایی که در این رابطه انتشار می یابد رسمی نیست؛ ما در مورد نرخ رشد تعداد تولدها را معلوم می کنیم و در ادامه تعداد مرگ و میرها را از آن کم می کنیم؛ عدد باقیمانده بیانگر رشد جمعیت کل کشور است که در نسبت به جمعیت کل کشور درصد نرخ رشد جمعیت کشور را نشان می دهد.
در سال ۱۳۹۹ حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار تولد داشتیم و حدود ۵۵۰ هزار مرگ و میر، از آبان ماه سازمان ثبت احوال به دستور شورایعالی امنیت ملی از انتشار آمار مرگ و میر خودداری کرده است؛ علت آن این است که ما سالانه ۴۰۰ هزار نفر مرگ و میر داشتیم، طی سال ۱۳۹۹ به خاطر پاندومی کرونا حدود ۷۰ هزار مورد به این ۴۰۰ هزار نفر اضافه شد به علاوه حدود ۸۰ هزار مرگ اضافی که داشته ایم، علت عدم انتشار این آمار بوده است؛ لذا بعد از اعلام آمار ۷۰ هزار آمار کرونا و مرگ های اضافه جلوی انتشار آن گرفته شد؛ براین اساس چه مرکز آمار و چه سازمان ثبت احوال فعلا آماری را منتشر نخواهند کرد؛ پس ما یک میلیون و یکصد هزار تولد داشتیم و ۵۵۰ هزار مرگ؛ این نرخ چه درصدی از جمعیت ۸۴ میلیونی کشور است؟ با یک تقسیم ساده عدد ۰٫۶ درصد به دست می آید به این ترتیب ما با محاسبه به عدد ۰٫۶ درصد دست یافته ایم؛ در حالی که نرخ رشد جمعیت کشور در سال ۱۳۹۵، ۱٫۲۴ درصد بوده است در سال ۱۳۹۹ به حدود ۰٫۶ درصد رسیده است و با سرعت زیادی در حال کاهش است.
نکته پنجم؛ نگارنده و منتقد محترم اینکه نرخ رشد جمعیت کشور به زودی به صفر درصد می رسد را انکار کرده است؛ توجه کنید ما با شیب تندی از ۱٫۲۴ نرخ رشد در سال ۱۳۹۵ به ۰٫۶ در سال ۱۳۹۹ رسیده ایم که با همین سرعت در حال کاهش است تا جایی که پیش بینی ها را جابه جا کرده است؛ الگوهای آینده پژوهی به ما می گفت که ما حوالی سال ۱۴۲۰ تا ۱۴۳۰ به نرخ رشد صفر درصد می رسیم اما این تغییرات فعلی به ما می گویند خیلی زودتر از آنچه که فکرش را کنیم به نرخ رشد صفر درصد خواهیم رسید، در نتیجه ما در حوالی ۱۴۱۰ تا ۱۴۱۵ به نرخ رشد جمعیت صفر درصد خواهیم رسید و بعد نرخ رشد منفی خواهد شد؛ حال اینکه ایشان اگر فکر کنند به جای ۱۰ سال ۲۰ سال وقت داریم چه چیزی را عوض می کند! این پاسخ به ادعای منتقدی است که سعی کرده خود را بی طرف جلوه دهد اما در پایان بنده از ایشان چند سوال دارم.
سوال اول، حالا اگر نرخ باروری امروز به جای ۱٫۶، ۱٫۸ باشد بحران کاهش جمعیت در کشور وجود نخواهد داشت و چالش سالمندی و بسیاری چالش های دیگر که به واسطه هم ریختگی هرم سنی جمعیت به وجود آمده دیگر وجود نخواهد داشت؟! سوال دوم؛ اگر نرخ رشد ما به جای ۰٫۶، ۰٫۸ درصد باشد آیا در کشور مشکلی نخواهیم داشت و از منظر ایشان بحران جمعیت مدیریت شده و حل خواهد شد؟! پیش بینی من این است که نگارنده این نقد درصدد عادی انگاری تحولات است و در صدد این است که خیال مسئولان را در این رابطه راحت و آسوده کند و به طور کاذب ادعا کند که هیچ پدیده نگران کننده جمعیتی وجود ندارد!
نگارنده متأسفانه با یک نگاه متوهم، مدعی، علم زده و جزم انگارانه به این موضوعات نگاه می کند، سوال مطرح این است که حتی اگر اعداد مورد نظر وی درست باشد آیا این اعداد برای کشور عزیزمان مطلوب است؟ دیگر کشورهای جهان اگر این آمار را داشته باشند، بلافاصله سیاست های قطعی جمعیتی را به اجرا می گذارند، شما چه کاری برای مدیریت جمعیت کرده اید؟ نگارنده محترمی که مطلب جناب آقای دکتر اکبری را به نقد می کشید، چه اقدام یا کاری برای بحث های جمعیتی کرده اید؟ جناب دکتر اکبری اگر به دنبال منافع شخصی و پست و مقام بودند این موارد را در تخصصی که دارند به راحتی به دست می آوردند؛ اما با دغدغه ایی پاک وارد مسائل اجتماعی شده اند که این حواشی برایشان ایجاد شده است؛ البته من معتقدم اینها باقیات صالحاتی برای ایشان خواهد بود، با این توضیحات، اعلام می کنم برای بررسی صحت و سقم این نکات، آماده هرگونه مناظره و مباحثه علمی حتی در مقابل رسانه ها هستم.
انتهای پیام/
در بخشی از این یادداشت آمده:
«در رابطه با طرح جوانی جمعیت، بعید می دانم تا امروز هیچ مصوبه ای در مجلس، حتی مصوبه های سخت اقتصادی تا این حد تحت ذره بینی انواع مختلف تخصص ها، انواع مختلف گروه های سیاسی، گروه های گاهی علمی، گروه های شبه علمی و … که به بهانه های مختلف تشکیل می شوند، قرار گرفته باشد اما نکته ای در میان همه اظهار نظرها مشترک است؛ کسانی که دلسوزان نظام معرفی می شوند و کسانی که بی تفاوتند و خدای ناکرده گاهی عناد هایی دارند، همگی در یک نکته مشترکند و آن اینکه بر اصل مطلب دلسوزی ندارند و همه به دنبال حاشیه ها هستند! حواشی به معنی اینکه اگر گاهی هم حق باشد، »کلمة حق یراد بها باطل" است.
اتفاق های اعجاب آوری در مورد جمعیت در کشور افتاده است! واقعا قابل قبول نیست که آنها را مشاهده کنیم و نسبت به آن بی تفاوت باشیم، چه برای افراد متعبد و مذهبی، چه برای افراد قانونمند و حقوقدان و چه برای کسانی که تخصصی دارند و علمی هستند؛ در زمان حاضر میزان باروری در کل کشو رما به حدود ۱٫۶ فرزند نزول کرده است، این تقریبا حدود ۷۰ درصد میزان موالید مورد نیاز کشو ر است، یعنی حتما جمعیت رو به افول است! رشد جمعیت به ۰٫۶ درصد نزول کرده است و به زودی به صفر می رسد؛ سالمندی در ۲۰ سال آینده دو برابر می شود و باید جوانان و کارکنان پاسخگوی نیازهای بزرگواران سالمند باشند."
بعد از انتشار این مطلب، طی یادداشتی نقدی غیرعلمی و غیرمنصفانه بر صحبت های وی انجام شد؛ در این رابطه می توان به دو محور مختلف پرداخت؛ بخش اول در مورد آمارهایی است که در نقدها به آنها خدشه وارد شده است و بخش دوم در مورد رویکرد و گفتمانی است که متأسفانه باعث می شود حقایق به نقد کشیده شوند.
دکتر صالح قاسمی، نویسنده مجموعه کتاب «جنگ جهانی جمعیت»، پژوهشگر و فعال حوزه جمعیت در پاسخ به نقد غیر علمی به یادداشت مذکور، طی یادداشتی به تبیین، توضیح و اثبات آمارهای ارائه شده و وضعیت حال حاضر جمعیت کشور پرداخت:
نگارنده محترم در نقد خود نوشته اند، نرخ باروری ۱٫۶ فرزند مورد اشاره دکتر اکبری، موثق و مستند نیست! در پاسخ باید عرض کنم که مطلب دکتر اکبری کاملا درست و این نرخ باروری در سال ۱۳۹۸ محقق شده است؛ اگر تاکنون این نرخ کاهش بیشتری پیدا نکرده باشد، مسلما اضافه نشده است!
پس سال ۱۳۹۹ هم نرخ باروری ۱٫۶ را داشته ایم اما این آمار از کجا نقل شده است؟ باید گفت که این آمار دقیقا مستند به آمار سازمان ثبت احوال کشور است؛ لازم به توضیح است که چهار واقعه تاریخی داریم؛ تولد، وفات، ازدواج و طلاق ؛ اعلام آمار این چهار واقعه برعهده سازمان ثبت احوال کشور است و لذا هر سال، آمار آن از سوی این سازمان منتشر می شود و براساس آن نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری محاسبه می شود؛ در واقع این وظیفه ذاتی سازمان ثبت احوال است.
نکته دوم؛ ادعای دیگری که نقاد محترم مطرح و روی آن اصرار کرده این است که حتی اگر نرخ باروری ۱٫۶ باشد، تغییری نسبت به سال های قبل نکرده است! ای کاش نگارنده این مطلب، حوزه دید خود را کمی بازتر می کرد و پژوهش های ملی و بین المللی را در این باره مطالعه می کرد، ما در سال ۱۳۶۵ نرخ باروری حدود ۶٫۵ فرزند را به ازای هر زن داشتیم، این نرخ در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ به ۱٫۶ فرزند سقوط کرده است؛ ضمن اینکه از سال ۱۳۶۵ کاهش نرخ باروری آغاز شد و اینکه در سال ۱۳۷۹ و حوالی ۱۳۸۰ نرخ باروری از ۲٫۱ فرزند پایین تر آمد و به زیر نرخ جانشینی رسید یعنی از بیش از ۶ فرزند به ازای هر زن، به کمتر از ۲ فرزند در طول ۱۵ سال سقوط کرد! این یک سرعت و رکورد در کاهش نرخ باروری است؛ از سال ۱۳۸۰ به این طرف نرخ باروری زیر نرخ جانشینی است یعنی کمتر از ۲٫۱ است.
این نرخ گاهی نوساناتی داشته اما از سال ۱۳۸۰ زیر سطح جانشینی بوده است؛ براساس اعلام سازمان ثبت احوال سال ۱۳۹۸ نرخ باروری جمعیت کشور ۱٫۶ بوده است، سال ۹۹ هم قطعا کمتر از این مقدار است؛ متاسفانه نگارنده محترم به این مورد هم اصلا توجه ندارند که پژوهش هایی در سطح بین المللی داریم که نسبت به تحولات جمعیت احساس خطر کرده اند؛ آقای دکتر نیکولاس ابراشتات از موسسه «امریکن انستیتو اینترپرایز»، «AEI» پروژه ای را بر روی نرخ باروری ۴۹ کشور با جمعیت اکثریت مسلمان انجام داده است.
وی در مورد ایران می گوید: با کمال حیرت ایران در یک بازه زمانی حدودا ۲۰ ساله شاهد کاهش بیش از ۷۰ درصد نرخ باروری بوده است و این میزان کاهش در طول تاریخ بشریت بی سابقه است؛ یا اینکه آقای دکتر «مایکل کوت» از پژوهشگران حوزه اجتماعی در مورد ایران می نویسد، آینده بسیار تاریکی در انتظار ایران است چرا که در نسل آینده خانواده ایرانی به شدت تضعیف شده و جمع کثیری از جوانان سالمند می شوند و جمعیت کافی برای اداره کشور وجود نخواهد داشت و بسیاری از پژوهش های دیگر؛ متاسفانه نگارنده محترم چشمان خود را بر روی این حقایق بسته است و شاید به این موضوعات دسترسی ندارد.
نکته سومی که منتقد محترم مطرح کرده این است که آیا نرخ باروری ۱٫۶ افول جمعیت به حساب می آید یا نه!؟ اینکه هر کشوری نرخ باروری اش کمتر از نرخ جانشینی باشد این حتما به معنی افول جمعیت است و هر چقدر این میزان کمتر از نرخ جانشینی باشد به معنی سرعت این افول است؛ توجه کنید ما در کاهش نرخ باروری در دنیا رکورد زده ایم و حالا با نرخ باروری ۱٫۶ فرزند به ازای هر فرزند در آستانه ورود به تله باروری هستیم، حتما ما نرخ رشد جمعیتی صفر درصدی را تجربه خواهیم کرد؛ با توجه به تأثیر کرونا بر روی جمعیت و مسائل دیگر مثل عدم امنیت روانی تصور این است که روند کاهش نرخ باروری همچنان ادامه پیدا کند؛ این در واقع افول جمعیتی کشور را تسریع خواهد کرد، نمی دانم نگارنده نقد مذکور از زود یا دیر محقق شدن افول جمعیتی چه منظوری داشته است! چون این آمار در تمام دنیا با ادبیات دلسوزانه جامعه شناسی و جمعیت شناسی یعنی زنگ خطر بحران جمعیت.
نکته چهارمی که نگارنده این نقد مطرح کرده این است که رشد جمعیتی ۰٫۶ درصد مستند نیست! اجازه بدهید برای ایشان توضیح دهم همانطور که به وقایع حیاتی اعلام شده از سوی ثبت احوال اشاره شد، بخشی از آن مربوط به موالید و بخشی مربوط به مرگ و میرهاست، البته مهاجرت که تحت نظارت بخش دیگری است و آمارهایی که در این رابطه انتشار می یابد رسمی نیست؛ ما در مورد نرخ رشد تعداد تولدها را معلوم می کنیم و در ادامه تعداد مرگ و میرها را از آن کم می کنیم؛ عدد باقیمانده بیانگر رشد جمعیت کل کشور است که در نسبت به جمعیت کل کشور درصد نرخ رشد جمعیت کشور را نشان می دهد.
در سال ۱۳۹۹ حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار تولد داشتیم و حدود ۵۵۰ هزار مرگ و میر، از آبان ماه سازمان ثبت احوال به دستور شورایعالی امنیت ملی از انتشار آمار مرگ و میر خودداری کرده است؛ علت آن این است که ما سالانه ۴۰۰ هزار نفر مرگ و میر داشتیم، طی سال ۱۳۹۹ به خاطر پاندومی کرونا حدود ۷۰ هزار مورد به این ۴۰۰ هزار نفر اضافه شد به علاوه حدود ۸۰ هزار مرگ اضافی که داشته ایم، علت عدم انتشار این آمار بوده است؛ لذا بعد از اعلام آمار ۷۰ هزار آمار کرونا و مرگ های اضافه جلوی انتشار آن گرفته شد؛ براین اساس چه مرکز آمار و چه سازمان ثبت احوال فعلا آماری را منتشر نخواهند کرد؛ پس ما یک میلیون و یکصد هزار تولد داشتیم و ۵۵۰ هزار مرگ؛ این نرخ چه درصدی از جمعیت ۸۴ میلیونی کشور است؟ با یک تقسیم ساده عدد ۰٫۶ درصد به دست می آید به این ترتیب ما با محاسبه به عدد ۰٫۶ درصد دست یافته ایم؛ در حالی که نرخ رشد جمعیت کشور در سال ۱۳۹۵، ۱٫۲۴ درصد بوده است در سال ۱۳۹۹ به حدود ۰٫۶ درصد رسیده است و با سرعت زیادی در حال کاهش است.
نکته پنجم؛ نگارنده و منتقد محترم اینکه نرخ رشد جمعیت کشور به زودی به صفر درصد می رسد را انکار کرده است؛ توجه کنید ما با شیب تندی از ۱٫۲۴ نرخ رشد در سال ۱۳۹۵ به ۰٫۶ در سال ۱۳۹۹ رسیده ایم که با همین سرعت در حال کاهش است تا جایی که پیش بینی ها را جابه جا کرده است؛ الگوهای آینده پژوهی به ما می گفت که ما حوالی سال ۱۴۲۰ تا ۱۴۳۰ به نرخ رشد صفر درصد می رسیم اما این تغییرات فعلی به ما می گویند خیلی زودتر از آنچه که فکرش را کنیم به نرخ رشد صفر درصد خواهیم رسید، در نتیجه ما در حوالی ۱۴۱۰ تا ۱۴۱۵ به نرخ رشد جمعیت صفر درصد خواهیم رسید و بعد نرخ رشد منفی خواهد شد؛ حال اینکه ایشان اگر فکر کنند به جای ۱۰ سال ۲۰ سال وقت داریم چه چیزی را عوض می کند! این پاسخ به ادعای منتقدی است که سعی کرده خود را بی طرف جلوه دهد اما در پایان بنده از ایشان چند سوال دارم.
سوال اول، حالا اگر نرخ باروری امروز به جای ۱٫۶، ۱٫۸ باشد بحران کاهش جمعیت در کشور وجود نخواهد داشت و چالش سالمندی و بسیاری چالش های دیگر که به واسطه هم ریختگی هرم سنی جمعیت به وجود آمده دیگر وجود نخواهد داشت؟! سوال دوم؛ اگر نرخ رشد ما به جای ۰٫۶، ۰٫۸ درصد باشد آیا در کشور مشکلی نخواهیم داشت و از منظر ایشان بحران جمعیت مدیریت شده و حل خواهد شد؟! پیش بینی من این است که نگارنده این نقد درصدد عادی انگاری تحولات است و در صدد این است که خیال مسئولان را در این رابطه راحت و آسوده کند و به طور کاذب ادعا کند که هیچ پدیده نگران کننده جمعیتی وجود ندارد!
نگارنده متأسفانه با یک نگاه متوهم، مدعی، علم زده و جزم انگارانه به این موضوعات نگاه می کند، سوال مطرح این است که حتی اگر اعداد مورد نظر وی درست باشد آیا این اعداد برای کشور عزیزمان مطلوب است؟ دیگر کشورهای جهان اگر این آمار را داشته باشند، بلافاصله سیاست های قطعی جمعیتی را به اجرا می گذارند، شما چه کاری برای مدیریت جمعیت کرده اید؟ نگارنده محترمی که مطلب جناب آقای دکتر اکبری را به نقد می کشید، چه اقدام یا کاری برای بحث های جمعیتی کرده اید؟ جناب دکتر اکبری اگر به دنبال منافع شخصی و پست و مقام بودند این موارد را در تخصصی که دارند به راحتی به دست می آوردند؛ اما با دغدغه ایی پاک وارد مسائل اجتماعی شده اند که این حواشی برایشان ایجاد شده است؛ البته من معتقدم اینها باقیات صالحاتی برای ایشان خواهد بود، با این توضیحات، اعلام می کنم برای بررسی صحت و سقم این نکات، آماده هرگونه مناظره و مباحثه علمی حتی در مقابل رسانه ها هستم.
انتهای پیام/
AI Chatbot
💬 Hi! Want to know more about “تا حوالی سال ۱۴۱۵ به نرخ رشد «صفر» می رسیم!”? I’m here to guide you.