شوخی با رئیس‌جمهور محترم؛ زبان حال پزشکیان



به گزارش مشرق، افشین علا، شاعر آخرین سروده اش را در تلگرام منتشر کرد:

شوخی با رئیس جمهور محترم؛ زبان حال پزشکیان

پاستور باغ رطب بود نمی دانستم

غرق اسرار عجب بود نمی دانستم

صوفی و زاهد و درویش بسی بهر ورود

غرق بی تابی و تب بود نمی دانستم

آن که فالوده بسی با رقبایم می خورد

ذاتا اصلاح طلب بود نمی دانستم

از چه ناگاه ز من، قبله و بت ساخت رفیق؟

مسند و پست، سبب بود نمی دانستم

من پی هیأت و یاران همه در جشن و سرور

نه محرم که رجب بود! نمی دانستم

بهر خویشان چه سوابق که نکردند ردیف

چون که معیار، وجب بود نمی دانستم

ز ادب آن که به اکراه قبولش کردم

جزو اصحاب ادب بود نمی دانستم

مشورت خواستم از شیوه ی گفتار فصیح

دیدم از بیخ عرب بود نمی دانستم

گفتمش از متاهل شدن نسل جوان

خودش انگار عزب بود نمی دانستم

من جراح بدون مطب و دوست من

مالک باغ و مطب بود نمی دانستم

با خود آورد پسرعمه ی خود را به ستاد

صاحب اصل و نسب بود نمی دانستم

گفتم این صبح چه زیباست ولی دور و برم

همه گفتند که شب بود نمی دانستم

آن که با سادگی اش جلب توجه می کرد

وقت قدرت چه جلب بود نمی دانستم

از من و حلقه ی اصحاب، جلوتر می رفت

چون که در لیست، عقب بود نمی دانستم

هرکسی داد به من آن همه عنوان و لقب

پی عنوان و لقب بود، نمی دانستم

الغرض در طلب خدمت بی منت و مزد

این همه داوطلب بود، نمی دانستم!



*بازنشر مطالب شبکه های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه ها منتشر می شود.
AI Chatbot

💬 Hi! Want to know more about “شوخی با رئیس‌جمهور محترم؛ زبان حال پزشکیان”? I’m here to guide you.